458

 
 

به نام حضرت دوست، که هر چه بر سر ما مي رود عنايت اوست

مجله الکترونيکي روزانه :: شماره 458 :: شنبه 27 خرداد 1385

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com

سلام مارشال!

سلام مي کنم به همه شما دوستان عزيز، مخصوصا عزيزاني که از طريق گروه بزرگ مارشال-مدرن، مجله الکترونيکي «روزانه» را مطالعه مي کنند.
تعجب نکنيد، بله از امروز شنبه 27 خرداد 1385 مجله الکترونيکي «روزانه» در گروه مارشال-مدرن نيز منتشر خواهد شد.
با صحبتهايي که با مديريت فهيم گروه مارشال مدرن، دوست عزيزم آقا امير داشتم و با هماهنگي هاي صورت گرفته، افتخار اين را دارم که در اين گروه بزرگ نيز فعاليت نمايم.
البته شايد الان که شما عزيزان اين ايميل را از طريق گروه مارشال-مدرن دريافت کرده ايد به نظرتان ساده برسه که ايميلي با عنوان «روزانه» داره در اين گروه ارسال ميشه، اما واقعيت اينه که از مدتها قبل صحبتها و هماهنگي ها صورت گرفته بود و البته با همکاري بسيار خوبي که آقا امير گل انجام دادند، از امروز در خدمت شما دوستان عزيز در بزرگترين گروه ايراني خواهم بود، که در اينجا جا داره از ايشان تشکر ويژه اي داشته باشم.
براي اطلاع مخاطبان جديدمان بايد بگم که «روزانه» يک مجله الکترونيکي با رويکرد اجتماعي هست که از حدود يک و نيم سال پيش انتشارش شروع شده و تا به امروز 458 شماره منتشر گرديده است. «روزانه» بخشهاي مختلف و متنوعي داره که عناوين بخشها کاملا گويا هستند و البته بعد از گذشت چند شماره بطور کامل با بخشهاي مختلف آشنا خواهيد شد و نياز به توضيح خاصي نداره. فقط اين را بگم که يکي از بخشهاي پرطرفدار اين مجله الکترونيکي، «مطالب ارسالي اعضا» هست. شما دوست عزيز به عنوان مخاطب اين مجله الکترونيکي، هر نوع مطلب، دل نوشته، خبر، شعر، مقاله، جوک و هر چيزي که فکر مي کنيد براي ديگر خوانندگان «روزانه» مفيد و جذاب خواهد بود را مي توانيد به آدرس من (mobin_s2004@yahoo.com) بفرستيد، تا مطلب شما با نام خودتان در «روزانه» نوشته شود. البته با توجه به اينکه معمولا حجم مطالب ارسالي دوستان زياد هست، مطالب ارسالي معمولا با تاخير چند روزه نوشته مي شوند که در اين مورد بايد کمي صبور باشيد. البته مجددا تاکيد مي کنم مطالب ارسال حتما نوشته خواهند شد، فقط بخاطر حجم بالاي مطالب ارسالي و نيز محدوديت در قرار دادن مطالب در هر شماره، مطالب دريافتي در نوبت قرار گرفته و به مرور نوشته خواهند شد.
به خوانندگان جديدمان فقط اين را بگم که «روزانه» را مجله خودتون بدونيد و هر مطلبي را خواستيد اينجا نوشته بشه را حتما بفرستيد، منتظرم!
لازم به يادآوري هست گروه اختصاصي خودم (گروه مبين) همچنان به قوت خود باقي است.

ديگه نمي خوام بيش از اين وقتتون را بگيرم، اميدوارم با دوستان جديدمان در گروه مارشال-مدرن روزهاي بسيار خوبي را داشته باشيم. هر گونه نظر، انتقاد و يا پيشنهاد خودتان در مورد ايميلهاي من را حتما به خود من (mobin_s2004@yahoo.com) بفرستيد. ضمنا براي تيم ملي ايران عزيزمان در بازي امروز آرزوي موفقيت و پيروزي دارم.

دوستدار تک تک شما دوستان عزيز
مبين
mobin_s2004@yahoo.com



 

برنامه بازيهاي امروز:

زمان تيمها مکان تاريخ بازی
16:30 ايران : پرتغال فرانکفورت 27 خرداد 1385 24
22:30 آمريکا : ايتاليا کايزرسلاترن 27 خرداد 1385 25
19:30 غنا : چک کلن 27 خرداد 1385 26

 

عناوين برخي از  مطالب اين شماره از مجله الکترونيکي «روزانه»

  • دستورات میانبر برای مسیر های ویندوز
  • معرفي فيلم: يونايتد 93
  • قسمت هفتاد و هشت شبهاي برره
  • البوم جديد کامران هومن
  • ثبت خاطرات روزانه در دفتر خاطراتي الكترونيكي و بسيار زيبا با نام DiaryOne 6
  • قشه كامل تهران با فرمت جاوا
  • خليفه اموى و قرآن    
  • زندگينامه هنري فورد   
  • وَق نزن، خوشگلم!
  • دلم مي خواهد هم ايران ببرد، هم پرتغال!
  • و  ....

 


 

 

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com


رقص در کلاس!

 



 

 


Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com

چندتا کلیپ فلش
دستورات میانبر برای مسیر های ویندوز
حافظه هاي فلش ۱۶گيگابايتي

 

 

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com

برانكو: دايي برابر پرتغال بازي نمي‌كند

سرمربي تيم ملي فوتبال ايران در پايان تمرين اعلام كرد كه دايي به دليل مصدوميت نمي تواند در ديدار برابر پرتغال بازي كند.
علي دايي تنها در لحظات كوتاهي تمرين كرد و در پايان برانكو ايوانكويچ، سرمربي تيم ملي فوتبال ايران در اين خصوص تاكيد كرد: وي امروز تمرين نكرد و براي بازي فردا نمي توانيم از حضورش برابر پرتغال استفاده كنيم.
سرمربي كروات ادامه داد: دايي مصدوم است و سخت فكر مي كنم كه بتوانم در بازي فردا از حضور وي استفاده كنم.
علاوه بر دايي، علي كريمي، هافبك تيم نيز نتوانست با آمادگي كامل تمرين كند و به نظر مي رسد كه برانكو در اين زمينه نگراني خاصي دارد.

 



 


 

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com

معرفي فيلم

يونايتد 93
United 93

Bewitched (2005) Poster

کارگردان و نويسنده فيلمنامه: پل گرين گراس
بازيگران: لوئيس السمري، جي جي جانسون، گري کاماک، تريش گيتز
خلاصه داستان: 11 سپتامبر 2001. چهار جوان عرب خود را براي پروازي که در آن قصد عمليات انتحاري دارند آماده مي کنند. يک يک از کنترل فرودگاه عبور مي کنند و وارد هواپيماي پرواز 93 خط يونايتد ايرلاين مي شوند. در بخش کنترل پروازها ناگهان تماس با يکي از هواپيماها قطع مي شود و دقايقي بعد هواپيما به برج اصابت مي کند. شوک غريبي همه را در بر مي گيرد و آنها خيلي زود متوجه مي شوند که دومين هواپيما هم ربوده شده و تعداد هواپيماهاي ربوده شده به قصد عمليات انتحاري به چهار مورد خواهد رسيد. در اين حين با احوال اين چهار جوان و مسافران پرواز شماره 93 روبرو هستيم که در واقع چهارمين هواپيماست؛ تنها موردي که هواپيما به هدف از پيش مشخص شده اصابت نکرد.


دانلود فيلم

با همکاري دوست خوبم «Benz223@gmail.com» هر روز يک قسمت از مجموعه ديدني و پرطرفدار شبهاي برره را براي دانلود در اين قسمت مي گذاريم.

قسمت هفتاد و هشت شبهاي برره

سريال "شبهاي برره" كاري موفق و قوي است كه با تيزبيني خاصي بسياري از سنت‌ها و خلقيات منفي رايج بين مردم را به نقد كشيده است.

Shabhaye Barareh is a popular daily sitcom about an imaginary place in Iran.
Director: Mehran Modiri

لينک دانلود (غير مستقيم)

 

 


 

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com

البوم جديد کامران هومن

البوم جديد کامران هومن به زودی البته در تاریخ ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۶ میلادی از طرف شرکت آونگ آلبوم غرب زده از کامران و هومن ریلیز میشه که آثاری متفاوت از این ۲ جوون موسیقی کشورمون هست.
این آلبوم شامل ۱۱ ترانه هست که اشعار اونا از مریم حیدرزاده و مسعود فردمنش هست که گفتنی هست که تو این آلبوم رامین زمانی و کتایون جعفری(کتی) هم با این ۲ برادر همخونی کردن ..

غرب زده (تک خوانی هومن)
موسیو دومانژ ( با همراهی رامین زمانی )
گل من مادر ( با همراهی کتایون )
صدای سیم گیتار
غرب زده
شادی کنید
نت ترانه ی عشق
انتظار ( با همراهی کتایون )
کوچه های خاطره
دختر پسرا
S.M.A.W.T LOVE ( تک خوانی کامران)

... بزودي در «روزانه» ...

 

 

 

 

 

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com

نرم افزار PC

ثبت خاطرات روزانه در دفتر خاطراتي الكترونيكي و بسيار زيبا با نام DiaryOne 6
 

ياداشت و ثبت خاطرات تلخ و شريرين روزانه به زبان و احساس شخصي يك شخص كاري ارزشمند است كه بسياري از افراد خوش ذوق در زندگي ماشيني امروز نيز به انجام آن مي پردازند .

تا به حال به فكر انجام اين كار به صورتي بسيار زيباتر و جذاب تر در محيط الكترونيك و به صورت دفتر خاطراتي الكترونيك , بسيار زيبا و ارزشمند بوده ايد ؟ مطمئنا در اين روش دست شما براي ثبت دقيق تر وقايع و خاطرات و بيان احساست بازتر خواهد بود !

DiaryOne دفتر خاطراتي چند رسانه اي و بسيار زيبا از سري محصولات شركت PIMOne Software است كه امكانات فراواني در ثبت و يادداشت خاطرات روزمره به شما مي دهد و شما را در خلق يك دفتر خاطراتي الكترونيكي زيبا كمك مي نمايد .

امكانات و توانايي هاي دفتر خاطرات الكترونيكي زيباي DiaryOne 6 :

ثبت وقايع در محيطي با توانايي هاي متفاوت چند رسانه اي - علاوه بر توانايي درج خاطرات با فونتها , سايز ها و رنگهاي متعدد ,به شما امكان دخيره چند رسانه اي آنها را با اضافه كردن انواع صدا و فايل صوتي و هچنين تصاوير و ...را نيز مي دهد .

توانايي گوش دادن به خاطرات شما و سپس ثبت خودكار آنها - بلي , ويژگي بسيار جالب اين محصول است كه كافيست شما خاطرات خود را براي او بخوانيد و سپس او خود به خود آن را تايپ مي كند ! ( البته اين عمل مختص زبان انگليسي و لهجه ي درست مي باشد )

ثبت وقايع در محيطي امن - اين نرم افزار امنيت كاملي را براي داده هاي شما فراهم مي آورد و هيچ شخصي جز شما قادر به مشاهده ي آنها نيست . قادر به خلق چندين اكانت براي كاربران مختلف با چند رمز عبور گوناگون است تا خاطرات و اطلاعات هر شخص برايش محفوظ بماند .

ثبت آسان اطلاعات روزمره خود از محيط وب به داخل محيط نرم افزار - تنها با يك كليك ساده در محيط نرم افزار Internet Explorer مي توانيد تمامي اخبار و اطلاعات مورد علاقه و ارزشمند آن روز را از محيط وب به داخل محيط نرم افزار ببريد تا به عنوان يك خاطره و يا مطلب ارزشمند از آن نگهداري كنيد .

محيط طبيعي , بسيار زيبا و در عين حال قابل تغيير نرم افزار - محيط زيباي نرم افزار مجهز به پوسته ها گوناگون است كه مي توانيد آنها را به رايگان از سايت سازنده در يافت نماييد . همچنين داراي شكلك هاي مختلف و زيبا براي بيان احساسات شما در خاطرات است و با خود تصاوير زيبايي براي اضافه كردن در صورت نياز به همراه مي آود .

 به علاوه دفتر يادداشت الكترونيك حاصل براي شما كاملا مي تواند به صورت يك كتاب زنده در آيد و زيبايي خاصي به خود گيرد .

توانايي محاسبه ي درآمد و خرج هاي شما - به آساني مي توانيد درآمد ها و خرج هاي روزمره ي خود را به بخش مربوطه در اين نرم افزار دهيد و سرآخر در پايان ماه گزارشي دقيق همراه با جزييات از اين نرم افزار تحويل بگيريد .

قابليت جستجوي آسان و سريع - به اساني مي توانيد به متن و خاطره و مورد نظر خود در ديتابيس اين نرم افزار برويد و بادادن كوچكترين اطلاعات لازم خاطره خود را پيدا خواهيد نمود .

توانايي انتشار و پخش آسان يادداشت هاي شما در محيط هاي اينترنتي - با يك كليك ساده شما قادر به انتشار خاطره و يا نوشته ي خود در وبلاگ عمومي MSN Spaces خواهيد بود و يا حتي مي توانيد نوشته ي خود را از محيط نرم افزار به ايميل تمامي دوستان خود ارسال كنيد .

و  .....

جزييات كامل تر به زبان سايت سازنده .......

اين نرم افزار با ويندوز هاي 98/ME/2000/XP/2003 سازگاري كامل دارد .

DiaryOne را مي توانيد از اينجا :

دانلود كنيد نسخه ي 6 ويرايش 2006 اين محصول را با حجم 6.2 مگابايت

تصويري از محيط نرم افزار

English Explanations

براي دريافت کرک اينجا را کليک کنيد

 



 

نرم افزار موبایل

نقشه كامل تهران با فرمت جاوا براي گوشي هاي سري 60  

فكر ميكنم داشتن نقشه تهران بر روي گوشي جالب باشه٬
بر روي اكثر گوشيهاي سري 60 قابل اجراست...

 لینک دانلود اول
براي دانلود، روي لينک بالا کليک سمت راست نموده و Save Target As را بزنيد.

 

 

 

 

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com


بود آیا که در میکده​ها بگشایند

بود آیا که در میکده​ها بگشایند
اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند
به صفای دل رندان صبوحی زدگان
نامه تعزیت دختر رز بنویسید
گیسوی چنگ ببرید به مرگ می ناب
در میخانه ببستند خدایا مپسند
حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا

 

گره از کار فروبسته ما بگشایند
دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند
بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند
تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشایند
تا حریفان همه خون از مژه​ها بگشایند
که در خانه تزویر و ریا بگشایند
که چه زنار ز زیرش به دغا بگشایند

 
 

 

 

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com

اعضا محترم گروه جرقه مي توانند مطالبشان را به آدرس
 Mobin_s2004@yahoo.com
بفرستند تا با نام خودشان در اين ستون نوشته شود.

 

setayesh_new@yahoo.com

هیچکس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه! ولی حداقل من یادش یادم که وقتی شکست لبه تیزش دست اونی را که شکسته نبره

 

 

ruzegar_kasif@yahoo.com

گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم

 

 

soganad2004@yahoo.com

draya bash ke agar kasi sangi be soyat partab kard sang ghargh shavad na anke motelatem shavi.

 

 

f_ghorbani666@yahoo.com

آنچه از درون خود ظاهر مي كنيد شما را نجات خواهد داد آنچه از درون خود نهفته نگاه مي داريد شما را نابود خواهد كرد

(انجيل به روايت يوحنا)

 

 
aafagh_m51@yahoo.com

ترک سفر

ای طالب آواره بر این کوی گذر کن
 معشوق تو اینجاست به این سوی نظر کن
محرم نبود ما و تو، همراه میاور
بی خود شو و اندیشه خود زیر و زیر کن
اینجا خبری نیست اگر ما و تو آید
آن دم که تویی بی تو خبر گیر و خبر کن
گر بی تو نهی گام به کامت برسانم
ور ما و منت هست از این راه حذر کن
افتاده بیا، پست بیا، مست درون شو
 هستی بهل و از سر خود عقل هدر کن
بی هوش قدم نه، هله هشیار نباشی
 اغیار مبین، لال شو و گوش تو کر کن
معشوق ترا نور ببخشد به جمالش
 از دیده او بنگر و خود ترک بصر کن

 

 

viski_601@yahoo.com

عشق و ازدواج

شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست؟
استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياوراما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.استاد پرسيد:چه آوردي؟ و شاگرد با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم .
استاد گفت: عشق يعني همين
شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟
استاد به سخن آمد كه:به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت. استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم .
استاد باز گفت:ازدواج هم يعني همين

 

 

loti_842000@yahoo.com

خيار بهترين دارو براي افسردگي

طبيعت خيار سرد و مرطوب است و در فصل گرم جهت خنک شدن بدن نيز مصرف مي شود. خيار سرشار از املاح منگنز , کربنات کلسيم , ويتامين هاي A,B,C است. اين ميوه با تمام ميوه هاي يک تفاوت دارد که نارس آن گواراتر از رسيده آن است. البته ميوه رسيده و کال آن هر دو مفيد و داراي خواص مخصوص به خود هستند. ريختن چند قطره آب آن در بيني و بوئيدن آن جهت گرفتگي و بي حوصلگي و کم خوابي مفيد است.
آشاميدن آب خيار جهت بهبود تب هاي شديد تسکين التهاب و حرارت , صفراي خون, التهاب معده و رفع تشنگي , پاک کننده کبد, زياد شدن ادرار, دفع سنگ هاي کليه و مثانه و بر طرف کردن يرقان سودمند است. يک ليوان آب خيار با سي گرم نبات مسهل خوب و گوارايي است و صفرا و سودا را به خوبي از معده خارج مي کند. اگر مقداري ميخک را در آب خيار خيسانده و پس از 24 ساعت آن را صاف کرده و با عسل بنوشيد کسالت را بر طرف مي کند. رنگ چهره را باز مي کند و در شخص حالت طراوت به وجود مي ايد. خيار براي يرقان داروي خوبي است و مصرف آن سه روز متوالي اطر بخش است. معده بعضي افراد قدرت هضم خيار را ندارد و پس از خوردن آن مبتلا به گاز معده و پيچش معده مي شوند. اين گروه بايد خيار را با پوست اب گرفته و با اب ليمو يا ماست يا عسل ميل کند

 

 

moshaver62@yahoo.com

مشاور

سلام سي و هفتم

دوستاي گلم سلام .
اميدوارم كه حالتون خوب باشه و ايام به كام
استادي داشتيم كه خيلي مثبت فكر مي كرد . مثل اينكه توي دنيا اون هيچ مشكلي وجود نداشت .
يادمه يه بار سر كلاسش خيلي قيافه ي درهمي داشتم .. مشكلي بود كه چند روز ذهنم رو مشغول كرده بود ..
اون جلسه نتونستم سر كلاس فعال باشم و تو بحث شركت كنم .
كلاس كه تموم شد استاد منو صدا كرد و گفت فلاني . امروز زياد تو باغ نبودي؟ اتفاقي افتاده ؟ گفتم نه استاد يه مشكلي هست از هر طرف كه مي رم حلش كنم به بن بست مي خورم .
گفت يه سوال بپرسم ؟ ( من خيلي تعجب كردم . آخه معمولا به استاد مي گفتيم دانش نامه ي گويا . تقريبا جواب هر چيزي رو مي دونست . اگه هم بلد نبود براي جلسه ي بعد حتما جوابي براش پيدا مي كرد )
گفتم بفرماييد استاد .
پرسيد به نظر تو مغز انان چند تا سلول داره ؟
گفتم خب فكر كنم چند ميلياردي باشه .
گفت اگه از هر كدوم از اين سلولها يك انديشه ي تازه يا يك جواب جديد بخواي چندتا جواب داري؟
با حيرت گفتم خب چند ميليارد جواب دارم ..
گفت همين طوره دانشجوي خوبم . اگه تو از خودت توقع داشته باشي و از ته دل بخواي مي توني به خيلي جواب برسي .
بايد خودت رو باور كني و مدام بگي بايد راهي باشه ..
( براي اون شمكل چند راه توپ پيدا كردم و ديگه گرفتار هيچ مشكلي نشدم مگر اينكه راهش رو پيدا كردم )
بله دوستاي عزيز . تك تك ما ها موجودات منحصر به فردي هستيم . ما خودمون يك معجزه هستيم . ما مي تونيم با اعتماد به خودمون شگفتي بيافرينيم .
هر وقت به مشكلي برخوردين با يقين بگين بايد راهي باشه .

گروه مشاور
moshaver62@yahoo.com
http://moshaver62.persianblog.com

 

 

fox_elly2000@yahoo.com

نامه هایی برای تمام زنان جهان .... 31

بانوی شعر ....
اگر روزی با مردی روبرو شوی ؛
که از یاخته های تنت
و شکن گیسوانت شعر بسازد
_ و_ چون من
قادرت کند با شعر شست و شو کنی
با شعر سرمه بکشی
..... و موهایت را شانه کنی
به تو می گویم : در رفتن با او تردید نکن
چرا که برایم اهمیت ندارد
به من تعلق داشته باشی ؛
! یا به او
مهم این است
که به شعر تعلق داشته باشی ...!

چشمانت کارناوال آتش بازیست !
یک روز در سال
برای تماشایش می روم
و باقی روزهایم را
وقف خاموش کردن آتشی می کنم
که زیر پوستم شعله می کشد.....

آن هنگام که با لباسی نودوز
به دیدنم می آیی ؛
شوق باغبانی با من است
که گلی تازه
...... در باغچه اش روییده باشد

روزی که آمدی ؛
! شعر نابی بودی ایستاده بر دو پا
! آفتاب و بهار باتو آمدند
دریاها آبی تر شدند
و اسبهای تابلوی نقاشی
.... چهار نعل به سوی تو تاختند
تو تابیدی
و گلهای باغ پناهم دادند ...

« نزار قبانی »

 

 

behzad_s1361@yahoo.com

ويژگي هاي بندگان خوب خدا

الحديث
عَنْ ابْنِ عُمَرَ قالَ: خَطَبَنا رَسُولُ اللهِ(ص) خُطْبَةً ذَرَفَتْ مِنْهَا العُيُونُ وَ وَجِلَتْ مِنْهَا الْقُلُوبُ فَكانَ مِمّا ضَبَطْتُ مِنْها: اَيُّهَا النّاسُ، اِنَّ اَفْضَلَ النّاسِ عَبْداً مَنْ تَواضَعَ عَنْ رَفْعَة، وَ زَهِدَ عَنْ رَغْبَة، وَ اَنْصَفَ عَنْ قُوَّة، وَ حَلُمَ عَنْ قُدْرَة... .
(بحار، ج 74 ص 179)
ترجمه
از ابن عمر روايت شده كه پيامبر(ص) براى ما خطبه اى خواند كه از آن خطبه، چشم ها گريان شد و دل ها لرزيد و بخشى از آنچه من يادداشت كردم، اين است: اى مردم! بهترين بندگان خدا كسى است كه در عين بزرگى، فروتنى كند و در عين دلبستگى به دنيا، زهد ورزد و در عين توانايى، انصاف دهد و در عين قدرت، حليم و بردبار باشد.
شرح
مسئله مهمّى كه در اين قسمت از حديث منعكس شده، اين است كه ترك گناه گاه به سبب ناتوانى است; و گاهى به سبب عدم تمايل به گناه، مثلا، كسى اصلا از شراب خوشش نمى آيد، يا دوست دارد امّا قدرت ندارد، يا مقدّماتش مهيّا نيست و يا به جهت زيانهايش آن را ترك كرده و نمى خورد، چنين تركى كه براى ناتوانى است اهميّت ندارد بلكه مهمّ آن است كه در عين قدرت، انسان گناه را ترك كند و به فرموده پيامبر در حالى كه صاحب مقام و موقعيّت اجتماعى بالايى است، تواضع(1)
افراد در مسئله ترك گناه مختلفند. گروهى از انسان ها از بعضى از گناهان ذاتاً متنفّرند و آن را انجام نمى دهند، لذا هر فردى بايد خودش ببيند كه به چه چيز حرامى تمايل دارد، تا همان را ترك كند. البته شناختن خود، كار آسانى نيست، گاهى صفاتى در انسان وجود دارد كه با گذشت شصت سال از عمرش از وجود آنها بى خبر است چرا كه هيچ كس با چشم انتقاد به خود نگاه نمى كند. اگر كسى مى خواهد در زمينه امور معنوى پيشرفت كند و به درجه هاى عالى برسد بايد با بدبينى به خود بنگرد تا نقاط ضعف خود را بشناسد. و به همين جهت است كه گفته مى شود براى شناخت نقاط ضعف از دشمنان و يا دوستان دلسوزِ منتقد (نه عيب پوش) استفاده كنيد و از همه بهتر اين است كه انسان خود منتقد خويش باشد. اگر بداند به چه گناهانى تمايل دارد و لغزشش از كجاست و شيطان از چه وسايل، زمينه ها و انگيزه هايى در وجود او استفاده مى كند، اسير نفس و شيطان نمى شود. به قول مولوى:
نفس اژدهاست او كى مرده است از غم بى آلتى افسرده است
پس به همين جهت پيامبر(ص) مى فرمايد: «برترين مردم كسى است كه، در عين رغبت، زاهد و در كمال قدرت، منصف و در عين عظمت، متواضع باشد».
اين سفارش خطاب به همه است، به خصوص به اهل علم، چرا كه امام و پيشواى مردمند و پيشواى مردم قبل از اين كه به تعليم مردم بپردازد بايد خود را تربيت كند. هر چه مقام انسان عظيم تر باشد، لغزش هاى او هم بزرگ تر است و هر كارى حسّاس تر باشد خطراتش هم بيشتر است: «اَلْمُخْلِصُونَ فى خَطَر عَظيم; مخلصان در خطر بزرگى هستند».
انسان مادامى كه جوان است هر گناهى را مرتكب مى شود و مى گويد: در پيرى توبه مى كنم، كه اين تسويف و به تأخير انداختن، از حيله هاى شيطان و نفس است، و يا به خود وعده مى دهد كه وقتى ماه رمضان آمد توبه مى كنم، در حالى كه اگر كسى بخواهد به ميهمانى و ضيافت الهى برود بايد اوّل خود را شستشو دهد و لباس تميز بر تن كند و آن گاه به ميهمانى قدم بگذارد، نه اين كه با لباس آلوده در آن شركت جويد.(2)
1. قرآن مجيد، يكى از اوصاف مؤمنان راستين را تواضع و فروتنى و ترك هر گونه استكبار مى داند، چرا كه كبر و غرور، نخستين پله نردبان كفر و بى ايمانى است و تواضع و فروتنى در مقابل حق و حقيقت، نخستين گام ايمان است.
پويندگان راه كبر و خودبينى كه نه در برابر خدا سجده مى كنند و نه تسبيح و حمد او را به جا مى آورند و نه حق بندگان او را پاس مى دارند، بت بزرگى، چون نفس خودشان دارند. (تفسير نمونه، ج 17، ص 146).
2. از عالم بزرگوار، «شيخ بهايى»، چنين نقل شده: مردى به نام «توبه» بود كه غالباً به محاسبه نفس مى پرداخت. روزى در سن شصت سالگى وقتى گذشته عمر خود را محاسبه كرد ديد كه مجموعه ايام عمرش 21500 روز است; گفت: اى واى بر من، اگر در ازاى هر روز يك گناه بيشتر نكرده باشم بيش از بيست و يك هزار گناه كرده ام، آيا مى خواهم خدا را با بيست و يك هزار گناه ملاقات كنم؟ در اين هنگام صيحه اى زد و بر زمين افتاد و جان به جان آفرين تسليم كرد. (تفسير نمونه، ج 24، ص 465)

 

 

ebgh_80@yahoo.com

داستان

تپانچه را مي گذارم روي شقيقه ام . منتظرت مي شوم تا بيايي . صداي پاهايت را كه تند و سرحال مثل هميشه از پله ها بالا مي آيي ، مي شنوم .
امروز ، روز تولدته .
اولين هديه اي كه به تو دادم درون يك جعبه بود . با خنده جعبه را از من گرفتي و گفتي كه مي داني داخلش چيست . خيلي حالم گرفته شد .
مي داني ، تقصير خودته . حتي اگر يك بار درست حدس نمي زدي كه برايت چه هديه اي گرفته ام ، يا حداقل به رويت نمي آوردي ، الان مجبور به اين كار نبودم .
مي روي آشپزخانه و كيك تولدت را درون يخچال مي گذاري . مي گويي كه تا ساعاتي ديگر ، دوستانت مي آيند .
دو سالي مي شود كه مي روم مطب روانپزشك . چرا ؟ معلومه ... هر وقت به تو هديه اي دادم ، از قبل مي دانستي چيست . واقعا عصبي شده ام . اگر كمي فكر كني ، متوجه مي شوي كه حق با من است . مطمينم كه دكترم با تو صحبت كرده و وضع بغرنج روحي ام را برايت تشريح كرده ولي نمي دانم چرا باز هم به پيش بيني هاي احمقانه ات در مورد هداياي من ، ادامه مي دهي ؟
براي همين اين بار هديه از نوعي متفاوت است . در روياهايت هم نمي ديدي ! حالا رسيدي پشت در اتاقم . تصور مي كنم كه مي گويي " عزيزم ، خودت را مي خواهي بكشي ؟ من از اين هديه اصلا خوشم نمي آيد ! "
باز هم درست حدس زدي . صورتم از عرق خيس مي شود . امروز روز تولدته و باز هم توانستي هديه مرا حدس بزني . ديگر توان تحمل ندارم . بايد از اين زندگي راحت شوم . و هر چه زودتر هم بايد خلاص شوم . انگشتم را روي ماشه فشار مي دهم . گلوله درست به قلبت مي خورد و مي افتي . خوشحال مي شوم . مطمينم كه اين را حدس نمي زدي .
سيگاري روشن مي كنم و منتظر مهمانانت مي مانم . همين .
www.pasta.persianblog.com

 

 

viski_601@yahoo.com

ُعاشقي

چقدر سخته تو چشماي کسي که قلبتو بهش دادي و به جاش يه زخم هميشگي به دلت داده ، زل بزني و به جاي اينکه لبريز از نفرت بشي حس کني هنوزم ديوونشي و دوستش داري چقدر سخته که دلت بخواد سرتو باز به ديواري تکيه بدي که يه بار زير آوار غرورش همه ي وجودت له شده چقدر سخته که تو خيالاتت ساعت ها باهاش حرف بزني ولي وقتي ديديش هيچي جز سلام نتوني بگي چقدر سخته که وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه تو خيس کنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوز...

عاشقي؟ پس گوش كن ! بدان، عاشق به اميد عشقش زندست . بدان، يه عاشق،عاشق كشي بلد نيست . بدان، يه عاشق هرگز دروغ نميگه مخصوصاً به عشقش . بدان، اگه به كسي دروغ گفتي يعني اون رو كشتي . اگه عشقت رو دوست داري هرگز به اون قول نده. خجالت و غرور رو بذار كنار اگه دوسش داري بهش بگو ،به ساده ترين شكلي كه بلدي يا ميدوني كه ميفهمه كه دوسش داري كسي مي تواند به پاي عشق بميرد كه پيش از آن در زندگي پيش چشمانش مرده باشد ...

 

 

ardalan632005@yahoo.com

بگذار

بگذار با چشمهاي تو ببينم
بگذار در نگاه تو ذوب شوم
بگذار در زير باران شانه به شانه ات قدم زنم و تو برايم از ارزوهايت ترانه بسرايي
بگذار به قداست عشقمان كوچك شوم وقتي با تو به پرواز شاپركهاي كنار بركه ميخندم
بگذار شبها رو به ستاره ها خاطرات شيرينمان را شماره كنيم
بگذار هميشه در ذهنم مثل نگاه اول مهربان و پاك باشي
بگذار نامم چون شاه كليدي بر درگاه قلبت هميشكي باشد
بگذار نگاهمان نه به هوس كه به عشق ...آنهم عشقي اسماني در هم گره خورد
بگذار دلم براي تو باشد
بگذار دلت ...حالم را بپرسد
بگذار قلبم براي تو بتپد
بگذار آرزوهايم با تو باشد ...براي تو.....به خاطر تو.
بگذار خيال كنم "دوستم داري " و از اين خيال شبها تا سپيدي روز با ستاره ها باشم
درد، دل آدمي را بيدار مي‏كند، روح را صفا مي‏دهد، غرور و خودخواهي را نابود مي‏كند، نخوت و فراموشي را از بين مي‏برد، انسان را متوجه وجود خود مي‏كند..

 

 

aminsanie550@yahoo.com

آقالوژی!!!
(شوهرشناسی سنَّتی)

- اگر آقایتان شبها دیر به منزل می آید، لابد کار دارد که دیر می آید! اگر شما بیرون کار می کردید که ممکن بود اصلاً همان آخر شب هم به منزل نیائید!!
- اگر آقایتان انتظار دارد وقتی به منزل می آید برای او چای بیاورید، بدون حرف اضافی این کار را انجام دهید، وگرنه ممکن است اگر آقایتان اجازه نمی دهد هر کجا که می خواهید بروید، خدا را شکر کنید که اجازه می دهد نفس بکشید!!
- اگر آقایتان به شما خرجی نمی دهد، لابد خرجهای مهمتر از منزل دارد، جیکتان هم در نیاید!!
- اگر آقایتان اجازه نمی دهد سر کار بروید، سپاسگزارش باشید
- اگر آقایتان اجازه می دهد که بیرون از منزل هم کار کنید، از اینکه شما را قابل دانسته تا هم در منزل و هم بیرون از منزل کار کنید، از او تشکر کنید!!!
- اگر آقایتان به کوچکترین حقوق زنان بی توجه است، حقتان است اگر تحویلتان هم بگیرد شما به او می گوئید زن ذلیل!!!
-
- اگر آقایتان شلوارش چند تا شد و به تبع آن چند تا زن دیگر هم گرفت، خوشحال باشید که می تواند يک تنه از پس چند زن بر بیاید!!! مگر اوایل ازدواج همین مردانگی را دوست نداشتید؟!!
- اگر آقایتان برای شما هدیه نمی خرد، رویتان را زیاد نکنید! او خودش برای شما بزرگترین هدیه است! و یا لااقل بزرگترین هدیه که شما را همیشه تحمل می کند!!!!

زی زی لوژی (شوهرشناسی مدرن) :
- اگر شوهرتان شبها دیر به منزل می آید، درب را به رویش باز نکنید!! مبلغ مهریه را هم به او یادآوری کنید تا کامروا شوید!!
- آگر شوهرتان از شما انتظار پذیرائی دارد، یک هفته او را ترک کنید!!! از هفته آینده خودش هر شب برایتان کاپوچینو درست خواهد کرد!!!
- اگر شوهرتان موافق نیست که شماهر جایی می خواهید بروید، مگر شما منتظر اجازه او بودید؟!! خوب بروید!! تازه بعد هم غر بزنید که از این زندگی خسته شدین
- اگر شوهرتان به شما پول نمی دهد، شما هم به او روندین!!! دو سه روز کم محلی هم بی اثر نیست!!!
- اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بیرون از منزل نیست، خانه را به گند بکشید بی حوصلگی به را بیندازید افسرده باشید تا شما را به کار بیرون از منزل تشویق کند!!!
- اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بیرون از منزل هست،از زیر کار کردن در برید وانمود کنید که دوست ندارید نحوه جارو کردن و ظرف شستن و..... را به او آموزش دهید!! هرجند اقایون همه بلد هستن
- اگر شوهر شما فمینیست نیست،زن ذلیل که هست
- اگر شوهرتان به مسائل شما بی اعتناست شما بی اعتنا تر باشی ازصبح تا امدن او با دوستان گپ بزنید تا چشمتون به او افتاد قیافه بگیزرید که ناراحت هستید
اگر شوهرتان هوس تجدید فراش کرد، بدانید که بیچاره حق دارههههههههههههههههه
-

نتیجه گیری اخلاقی:
۱- زنان سنتی هر چه سرشان بیاید حقشان است!! لیاقت شوهر مهربان و به قول خودشان زی زی را ندارند!!
۲- زنان مدرن لیاقت هیچ چیز را ندارند!! چون از زی زی بودن شوهرانشان سوء استفاده می کنند!!
۳- هر چه به سر مردا ماید از زی زی بودنشونه با با بسه دیگه

نتیجه گیری غیراخلاقی!! :
تو رو خدا. بازم زن بگیرید تا روخانمها روکم کنید
۰- شرمنده!! من بی تقصیرم!!!

 

 

hussein_rfa@yahoo.com

از شهادت تا شهادت
بمناسبت ايام شهادت حضرت زهرا (س)
قسمت هشت
م


قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء ( سلام الله عليها):
 اَلْبُشْرى فى وَجْهِ الْمُؤْمِنِ يُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّةَ، وَ بُشْرى فى وَجْهِ الْمُعانِدِ يَقى صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ.


حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) فرمود:
تبسّم و شادمانى در برابر مؤمن موجب دخول در بهشت خواهد گشت، و نتيجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ايمنى از عذاب خواهد بود. 
كنزل العمّال: ج 15، ص 242، ح 40759.

-----------------------------------------------------------------------------------

پانزده گفتار فاطمي از علامه اميني
گفتار هشتم

اشتراك حضرت صديقه سلام الله عليهاست با پدر و همسر و فرزندانش سلام الله عليهم در مجاز بودن استثنائى آنان به ورود و توقف در مسجد اكرم (ص ) در جميع حالاتشان . مسجد پيامبر اكرم (ص ) نسبت به تمام مساجد امتياز خاص دارد، به اين معنى كه هر شخص جنب و نفساء و حائض مى تواند به هر مسجدى وارد شود و بدون توقف از آنجا عبور كند، ولى هرگز كسى مجاز نيست در حال جنايت و حيض و نفاس از مسجدالنبى (ص ) عبور نمايد و اين حكم على (ع )، فاطمه (ع )، و حسنين (ع ) مستثنى هستند آنان مى توانند در هر حالتى از مسجدالرسول (ص ) عبور كنند، و نه تنها عبور كنند، بلكه در آنجا ازدواج نمايند و يا در حال جنابت در آنجا توقف كنند، و حتى فرزندانشان در آن مكان مقدس و مطهر زاده شوند، و اين امتياز، مطلب بسيار مهم و فوق العاده و شايان دقت و بررسى است . ((حافظ سيوطى )) و ((حافظ نسائى )) از ((ابن عباس )) روايت مى كنند:
قال رسول الله صلى الله عليه و آله
((آن موسى سال ربه ان يطهر مسجده لهارون و ذريته و انى سئلت الله ان يطهر للك و لذريتك من بعدك ))
حضرت رسول (ص ) به اميرالمؤ منين (ع ) فرمود:
((موسى (ع ) از پروردگار خويش درخواست كرد كه مسجدش را براى هارون و ذريه او پاك و مطهر گرداند و من نيز اين مطلب را براى تو و فرزندانت از خدا خواستار شدم )) روايت ديگرى به همين مضمون از اميرالمؤ منين (ع ) نقل شده است كه آن حضرت فرمود:
((اخذ رسول الله بيدى فقال ان موسى سال ربه ان يطهر مسجده لهارون و ذريته و انى سئلت الله ان يطهر للك و لذريتك من بعدك ))
اين روايت را ((حافظ بزاز)) - ((حافظ هيثمى ))- ((حافظ سيوطى )) - و ((حلبى )) در سيره حلبيه اش )) نقل كرده اند.
((حافظ بيهقى )) در ((سنن كبرى )) از پيامبر اكرم (ص ) چنين روايت مى كند كه آن حضرت فرمود:
((الا ان مسجدى حرام على كل حائض من النساء و كل جنب من الرجال ، الا على محمد و اهل بيته : على و فاطمة والحسن والحسين (ع )).
((آگاه باشيد، بدرستيكه ورود به مسجد من براى زنان حائض و مردان جنب حرام است مگر براى من و خانواده ام على ، فاطمه ، حسن و حسين و اين روايت را جمعى ديگر از علما نيز نقل كرده اند.
((بخارى )) در ((تاريخ كبيرش )) حديثى از ((عايشه )) نقل ميكند كه پيامبر اكرم (ص ) فرمود:
((لا حل المسجد لحائض و لا لجنب الا لمحمد و آل محمد))
((ورود به اين مسجد (من ) به زنان حائض و مردان جنب حلال نيست مگر به محمد و آل محمد)) در روايت ديگرى كه جامعتر از احاديث قبلى است ، ((حافظ بيهقى )) مى نويسد كه حضرت رسول (ص ) فرمود:
((الا لا يحل هذا المسجد لجنب و لا لحائض الا الرسول الله (ص ) و على و فاطمه والحسن والحسين (ع )، الا قد بينت لكم الاسماء ان لا تضلوا))
((اى مردم آگاه باشيد كه ورود به اين مسجد (من ) براى اشخاص جنب و حائض حلا نيست مگر به رسول خدا و على و فاطمه وحسن و حسين ، توجه كنيد كه من اكنون يك يك اسامى آنان را ذكر كردم ، تا (بعد از من ) دچار اشتباه و گمراهى نشويد)).
در اينجا نكته مهم اين است كه پيامبر اكرم (ص ) با تعيين اسامى و مشخص نمودن افراد منظور، وگفتن نام پنج تن (ع ) بطور وضوح ، مى خواهند براى همگان كاملا روشن شود كه در اين مورد، مقصود از آل محمد(ص )، چه كسانى هستند، تا همانندشان نزول آيه تطهير عده اى مغرضانه نگويند (چنانكه جمعى از علماء اهل سنت گفته اند) مراد از آل محمد(ص ) زنهاى پيامبرند، و يا مقصود از آل هر مردى ، خانواده اوست كه در خانه اش با هم زندگى مى كنند، و با اين منطق و استدلال درست ، بخواهند براى افرادى يك منقبت از خود بتراشند، و فضائل مسلم آل محمد(ص ) را ناديده انگارند.
((قد بينت لكم الاسماء ان لا تضلوا))
يعنى اى مردم ، خوب توجه كنيد، فقط اين اشخاص كه من نام بردم مشمول اين فضليت هستند، و در اين مورد فريقين (شيعه و سنى ) هم راى و هم عقيده اند.
يك دسته ازعلماء عامه (سنى )، ضمن اينكه تصديق مى كنند در حكم مسجد النبى فقط پنج تن عليهم السلام استثناء شده اند، ولى مى گويند چون على (ع ) در خانه اش به مسجد پيامبر(ص ) باز مى شد، لذا در هر حالتى اجازه عبور از آن مسجد را داشته است .
جواب مسئله اين است كه اولا حق (اجتياز) عبور از مسجد را جايز مى داند، آنهم نه براى مسجد النبى (ع )، و نه اينكه ساكن شدن و يا جنب و حائض شدن در آنجا را ثانيا در خانه عده اى از اصحاب پيغمبر همانند خانه على (ع ) به مسجد النبى باز مى شد و اگر استدلال مذكور درست مى بود بايستى به آنها هم حق (اجتياز) عبور از مسجد داده مى شد، در صورتيكه مى بينيم ، پيامبر اكرم (ص ) دستور فرمود:
تمام درهائى كه به مسجد باز مى شود بايد مسدود گردد و ورود و خروج همه افراد به خانه ها، بايد خارج از محوطه مسجد انجام پذيرد، مگر على (ع ) و اولاد على (ع ) پس از ابلاغ اين فرمان الهى ، غوغائى برپا شد و عده اى بخدمت رسول خدا(ص ) آمدند و تقاضا مى كردند راهى بسوى مسجد داشته باشند.
حتى جناب عباس عموى پيغمبر به آن حضرت عرض كرد:
من حاضرم در خانه ام را ببندم ، ولى خواهش مى كنم ، اجازه ندهيد دريچه اى بسوى مسجد داشته باشم ، ولى رسول اكرم (ص ) فرمود:
اختيار بسته يا باز بودن در خانه ها بسوى مسجد، بدست من نيست ، و من از جانب خدا مامور ابلاغ اين حكم هستم و هرگز اجازه نمى دهم كه حتى يك دريچه بجانب مسجد باز باشد، و اين فضيلت مخصوص است به على (ع ) و خانواده او.
جمعى از دانشمندان اهل سنت كه قائل به اين خصوصيت هستند، چنين اظهار نظر مى كنند:
علت اين كه على (ع ) و خانواده او مجازند از مسجد النبى در هر حالتى عبور، توقف و يا سكونت كنند و از ساير مردم استثناء شده اند، اين است كه شرايط اجراى حكم در آنان موجود نيست ، زيرا آنان پاك و مطهرند، نه جنب مى شوند و نه حائض و نفساء و از اين جهت است كه فاطمه سلام الله عليها را طاهره مطهره ناميده اند، و اين مطلب را از احاديثى كه از پيامبر اكرم (ص ) وارد شده ، استنباط كرده اند ((قرغانى )) در ((اخبار الدول )) از ((عايشه )) چنين روايت مى كند:
((اذا اقبلت فاطمه كانت مشيتها مشية رسول الله ، و كانت لا تحيض قط، لانهاخلقت من تفاحة الجنة ))
((راه رفتن فاطمه (ع ) همانند مشى رسول خدا(ص ) بود، او هيچگاه مثل زنان ديگر ناپاكى ماهانه نداشت ، و اين پاكيزگى از سيبى است بهشتى كه مايه خلقت زهرا(ع ) بوده است )).
اين همان سيب بهشتى است كه خداى تعالى در شب معراج به حضرت محمد(ص ) هديه فرمود، و از آن نطفه مطهر فاطمه (ع ) منعقد گرديد.
پيامبر اكرم (ص ) همواره سينه و دست و چهره زهرا(ع ) را مى بوسيد و مى بوئيد، و مى فرمود:
((يا فاطمه (ع ) هرگاه من مشتقاق بهشت مى شوم ، از تو بوى بهشت را استشمام مى كنم ، و عطر سيب بهشتى از تو بر مشامم مى رسد))
((عايشه )) كه خود، اين فرمايشات حضرت را شنيده است ، چنين استنباط و اجتهاد مى نمايد كه مطهر بودن فاطمه عليها سلام از ناپاكيهاى ماهانه زنانه ، به سبب آن سيب بهشتى است كه خمير مايه خلقت اوست ، و از حق نمى توان گذشت كه اجتهاد آن مخدره در اينجا صحيح بوده است .
((عايشه )) سخنش را چنين ادامه مى دهد:
((ولقد وضعت الحسن بعد العصر، و طهرت من نفاسها فاغتسلت وصلت المغرب و لذالك سميت الزهراء))
((هنگامى كه حسن بن على (ع ) از فاطمه (ع ) تولد يافت ، در همان ساعت زهرا(ع ) از نفاس پاك شد، غسل كرد، و نماز مغربش را بجا آورد، و بدين جهت است كه او را ((زهرا))ناميده اند.))
بلى ، هرگز معقول نيست كه همانند زنان ديگر، ناپاكى حيض و نفاس فاطمه علها - سلام را از عبادت باز دارد، اومحبوبه خداست ، و بايد هميشه در حال حضور بوده ، و درگاه الهى ، حتى يك ساعت از وجود زهرا(ع ) نبايد خالى باشد.
((وقالت ام سلمة : ولدت فاطمة بالحسن فلم ارلها دما، فقلت يا رسول الله انى لم ارلها دما فى حيض ولا نفاس ، فقال صلى الله عليه و اله اما علمت ان ابنتى طاهرة مطهره لا يرى لها دم فى طمث ولا ولادة )) .
((ام سلمه مى فرمايد: بعد از اينكه حسن عليه السلام از فاطمه سلام الله عليها متولد گرديد، هيچگونه آثار حيض و نفاس در او مشاهده نكردم ، و موضوع را از پيامبر اكرم (ص ) سؤ ال كردم ، آن حضرت فرمود:
مگر نمى دانى كه دخترم فاطمه (ع ) پاك و پاكيزه است ، و ناپاكى حيض و نفاس از او دور است .
اين حديث را ((حافظ محب الدين طبرى )) در ((ذخائر العقبى )) روايت كرده است .
((انس ابن مالك )) از مادرش چنين نقل مى كند:
((قالت مارات فاطمه (ع ) دما فى حيض ولا نفاس ))
((من هرگز ناپاكى حيض و نفاس معمول زنانه را در فاطمه عليها سلام مشاهده نكردم ))
اميرالمؤ منين سلام الله عليه مى فرمايد:
((سئل رسول الله (ص ) ما البتول ؟ فانا سمعناك يا رسول الله تقول ان مريم بتول و فاطمه بتول ، فقال صلى الله عليه و اله : البتول ، التى لم ترحمره قط، اى لم تحض ، و ان الحيض مكروه فى بنات الانبياء))
((از پيامبر اكرم (ص ) سؤ ال شد، معناى بتول چيست ، اينكه از شما شنيده ايم كه مريم (ع ) و فاطمه (ع ) بتول بوده اند؟ رسول خدا(ص ) در جواب فرمود: ((بتول )) آن زنى را مى گويند كه هرگز آثار حيض و نفاس معمول زنانه در او مشاهده نشود، زيرا حالت حيض شدن در دختر پيغمبران مكروه مى باشد. لغت ((بتل )) در زبان عرب معنى ((انقطاع )) را ميدهد، و در وجه تسميه حضرت صديقه سلام الله عليها بنام ((بتول )) علماى عامه (سنى ) احاديث مختلف يا مطالب گوناگون نقل كرده اند، از جمله ((ابن اثير)) چنين روايت مى كند:
((سميت فاطمه بالبتول : ((لانقطاعها نساء زمانها فضلا و دينا و حسبا))
((فاطمه عليهاسلام را به سبب انقطاع او از زنان ديگر ((بتول )) گفته اند، مقام او در فضل و شرف و حب و نسب و عوالم دينى از جمله بانوان عالم جدا و متمايز است )) و در حديث ديگر مى نويسد:
((و قيل لانقطاعها عن الدنيا اى الله ))
((بتول آن كسى است كه دل از دنيا گسسته و به خدا دلبسته باشد)).
روايت شده است كه حضرت رسول اكرم (ص ) فرمود:
((يا عايشه (ياحمير) ان فاطمه ليست كنساء الادميين لا تعتل كما تعتلين ))
((اى عايشه ، بدرستيكه فاطمه عليهاسلام همانند ساير زنان نيست و هرگز آثار حيض و نفاس در او ظاهر نمى شود))
((قال عبيد الهروى فى الغريبين سميت فاطمة بتولا لانها بتلت عن النظير))
((عبيد هروى )) در كتاب ((الغربين )) مى نويسد، فاطمه را از اين جهت بتول مى گويند كه منقطع النظير است ، بى مثل و مانند و بى همتاست .
حضرت باقر سلام الله عليه مى فرمايد:
((انما سميت فاطمه بنت محمد ((الطاهرة )) لطهارتها من كل دنس و طهارتها من كل رفث ، و ما رات قط يوما حمرة ولا نفاسا))
((به اين جهت فاطمه دختر پيامبر اكرم به (طاهره ) موسوم شده است كه خدا او را از جميع ناپاكيها و آلودگيها پاك و منزه گردانيده است و حتى يك روز آثار حيض و نفاس ‍ در او ديده نشده است )) جمعى از دانشمندان از مطالب فوق چنين نتيجه گرفته اند كه همين پاك و منزه بودن فاطمه عليهاسلام علت مجاز بودن اوست (در همه حالات ) در نشستن و برخاستن ، خوابيدن و سكونت كردن در مسجد النبى .
((جساس )) فقيه بسيار بزرگوار كه يكى از بزرگان علماى حنفى در قرن سوم است در كتاب آيات الاحكام خودش چنين مى فرمايد:
مجاز بودن پيامبر اكرم (ص )، على ابن ابيطالب (ع )، فاطمه (ع )، و حسنين (ع ) ((در جميع حالاتشان )) به ورود، نشستن ، خوابيدن ، و سكونت داشتن در مسجد النبى به سبب آيه تطهير است كه درشان آنان نازل شده است ، و در نتيجه نه تنها آغوش مسجد النبى ، بلكه تمام مساجد، هميشه و در هر حال ، بروى آن موجودات مقدس باز است ، پنج تن عليهم السلام كه از جميع آلودگيها و ناپاكيها منزه و پاكيزه اند مساجد همانند خانه هاى آنهايند، و خداى تعالى وجود مقدسشان را در احكام مسجد استثناء كرده است و به پيامبرش دستور داده است كه اين موضوع را به اطلاع امتش برساند، و اسامى يك يك آنان را اعلام نمايد، و هرگز كسى به هيچ بهانه اى نمى تواند به جمع آنان (در اين مورد) ملحق گردد.

منتظر دریافت نظرات و پیشنهادات شما خوانندگان محترم هستم
hussein_rfa@yahoo.com

 

 

مشکان
hra62302@yahoo.com

جمعه: ادبي

گاهي

 گاهی بهانه گیر میشوم
آرام و گوشه گیر میشوم
در خلوت شبانه ام
بغض سکوت میشوم
گاهی ستاره میشوم
یک آسمان ترانه میشوم
گاهی بهار میشوم
گلهای آفتاب میشوم
گاهی سکوت گاهی صدا
گاهی ترانه های یک نگاه میشوم
گاهی شکوه پر کشیدن حرفهای دل
بر کنج خانه افتاب میشوم
گاهی خیال میشوم
رویای هر چه خواب میشوم
گاهی سراب میشوم
بی آب و خاک میشوم
گاهی بهانه میشوم
رویای عاشقانه میشوم
دریای بی کرانه میشوم
امواج یک ترانه میشوم
گاهی غروب میشوم
یک لحظه دلگیر میشوم
آری بهانه گیر میشوم
آرام و گوشه گیر میشوم.
سوگند...


 


 
saheledoosti@yahoo.com

جمله روزانه

27 خرداد
مبارزه با مواد مخدر، فقر و گرسنگی برای جوانی فرهیخته و روشن بین به همان کارآمدی تلاش برای ارتقای سطح زندگی و احترام گذاشتن به حقوق و اموال یکدیگر، نیست.
وین دایر
 

 

 

 

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com

  •    دوست عزيزم اگر شما هر مطلب، دل نوشته، شعر، خبر، داستان، جوک و... داري و فکر مي کني براي اعضا گروه جالب باشه را مي توني به آدرس من (mobin_s2004@yahoo.com) بفرستي تا با نام خودت در  بخش از «مطالب ارسالي اعضا» نوشته بشه.

  •    از همه دوستان عزيزي که لطف مي کنند و براي «روزانه» مطلب مي فرستند بينهايت متشکرم. همه ايميلهايي که براي من مي فرستيد به دستم مي رسند و حتما با نام خود شما در «روزانه» نوشته خواهند شد. فقط بخاطر اينکه حجم مطالب ارسالي از طرف اعضا بسيار زياد هست، و از طرفي در نوشتن مطالب (از نظر تعداد) محدوديت دارم، لذا مطالب دريافتي در نوبت قرار گرفته و به مرور نوشته خواهند شد. اين را گفتم تا اگر مطلب شما دوست خوبم با چند روز تاخير نوشته شد، علتش را بدانيد.

  •    منتظر پيشنهادات، نظرات و خدايي نکرده انتقادادتان در مورد مجله الکترونيکي «روزانه» هستم!

  •    دوباره تاکيد مي کنم که هر مطلب و حرفي داشتيد، جون مادر زنتون فقط به آدرس شخصي من ارسال کنيد، مرسي! 

باقي بقايتان!

 

Copyright © 2005-2006  mobin_s2004@yahoo.com
All Right Reserved

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com

 

27 خرداد / 17 ژوئن / 20 جمادی الاول

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com
27 خرداد ماه هجري خورشيدي
Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com
قتل عام كرماني ها و خارج ساختن 20 هزار جفت چشم از مردان اين شهر

قسمتي از ارگ (دژ) بم كه در عهد ساسانيان ساخته شده است.

از آنجا كه محاصره شهر كرمان توسط نيروهاي آغامحمدخان قاجار بيش از يك ماه به طور انجاميد، ميان مورخان بر سر روزي كه خان قاجار [در آن زمان هنوز تاجگذاري نكرده بود كه او را «شاه» خطاب كنند] پس از سقوط شهر دستور درآوردن 20 هزار جفت چشم از مردان و قتل چهار هزار نفر ديگر و فروش اسيران به بردگي و تخريب كرمان را صادر كرد با جزيي تفاوت اختلاف نظر است. از روايتهايي كه به دست داده شده است چنين بر مي آيد كه اين جنايت، چند روز پيش از آغاز تابستان و به قول غالب 17 ژوئن در سال 1794 ميلادي روي داده است. چنين فاجعه بشري كه نهايت وحشي گري بود در ايامي روي داد كه انقلاب فرانسه به سراسر اروپا گسترش مي يافت و به همراه آن منشور حقوق بشر . ناپلئون به عنوان ژنرال انقلاب گام به ميدان گذارده بود. همه جا صحبت از عقايد منتسكيو و جان لاك بود. در آمريكا، سه سال از تصويب اصلاحيه هاي قانون اساسي اين فدراسيون كه به « بيل آو رايتز » معروفند و حقوق انسان ازجمله حق حمل اسلحه را تضمين كرده اند مي گذشت. در آلمان؛ فردريك شيلر Schiller آموزش زيبايي هنرهاي انساني و زيبايي شناسي را توصيه مي كرد. در اروپا بردگي لغو و مقررات تثبيت قيمتها به اجرا در مي آمد و ....
     نظر به اين كه حكومت ايران ار آن پس تاسال 1925 در دست قاجارها بود و در دوران پهلوي هم عمدتا رجال عهد قاجار بر سر كار بودند به مصيبتي كه بر كرمانيان وارد آمد آن طور كه بايد ، توجه نشد. اگر چنين فاجعه يي در كشوري ديگر صورت گرفته بود آن را در تقويم هاي عمومي ذكر مي كردند ، هر سال ياد آور مي شدند و دست كم در شهر و ايالت مربوط روز بزرگداشت مقتولين تعيين و تعطيل عمومي اعلام مي شد و ....
    كرمان، شهر باستاني ايران كه اردشير بابكان به آن عشق مي ورزيد به لطفعلي خان زند آخرين امير اين خانواده ايراني كه گرفتار خيانت مقامات و حملات خان قاجار شده بود پناه داده بود. شهر از ماه دسامبر تحت محاصره سپاه قاجار قرار گرفته بود و مقاومت مي كرد. بيشتر مورخان تأييد نكرده اند كه سقوط كرمان در نتيجه خيانت يك دروازه بان آن بود. كرمان در طول محاصره دچار كمبود شديد خواربار شده بود و بسياري از مردمي را كه وجود آنان در شهر ضرورت نداشت بيرون فرستاده بودند. علت طولاني شدن محاصره، عمدتاً اين بود كه قاجارها توپخانه نداشتند و نيز علاقه كرماني ها به شخص لطفعلي خان بود كه مردي به غايت شجاع بود و رفتاري نيكو داشت. به علاوه كمكهاي كريم خان، سر سلسله زند به كرمان بود. پس از فرار شجاعانه لطفعلي خان كه خود را روز بعد به «بم» رساند شهر تصرف شد و خان قاجار دستور بيرون آوردن چشمان 20 هزار مردكرماني و قتل چهار هزار تن ديگر و تخريب شهر را صادر كرد و پس از كور كردن خان زند كه در بم دستـگير شده بود رهسپار شيراز شـد كه «ابراهيم خان»، كلانتر شيراز از در دوستي با او درآمـده بود. كـرمان سالها بعد، دوبـاره سازي شد. پاره اي از نـوشته هاي پيش از ميلاد كـرمان را «بـوتيا Botia» و «كرمانيا» هم نوشته اند، ولي در نوشته هاي Ptolemaeus جغرافي دان و فضاشناسي كه صدسال زودتر از حكمراني اردشير اول مي زيست «كرمان» خوانده شده است. در پاره اي نوشته هاي بعد از ساسانيان از آن «به دسير يا به دشير Behdesir» هم ياد شده است. عنوان كرمان (آثار باستاني يافت شده در شهداد) همان تمدن ايلام در شرق ايران بوده است.

ارگ بم كه لطفعلي خان زند پس از شكسته شدن محاصره كرمان به آنجا پناه برد، ولي حاكم بم او را به خان قاجار تحويل داد كه نخست وي را كور كرد و سپس به قتل رسانيد.

ارگ بم كه لطفعلي خان زند پس از شكسته شدن محاصره كرمان به آنجا پناه برد، ولي حاكم بم او را به خان قاجار تحويل داد كه نخست وي را كور كرد و سپس به قتل رسانيد.
 

 

تعطيل بازار و اجتماع در بهارستان

27 خرداد سال 1287 هجري خورشيدي بازار تهران به نام مخالفت با استبداد محمدعلي شاه قاجار تعطيل كرد و مردم در بهارستان جمع شدند . اين وضعيت تا تيرماه و به توپ بسته شدن عمارت مجلس هر روز به چشم مي خورد.
    

 

فرماندار كمونيست تهران

27 خرداد 1325 شهر تهران داراي يك فرماندار كمونيست شد . در اين روز عباس اسكندري ناشر روزنامه سياست و از سران و موسسان حزب توده ايران كه بعدا هم نماينده مجلس شد به سمت فرماندار پايتخت تعيين گرديد .يك ماه پس از اين انتصاب، حزب توده اعلام كرد كه با حزب ايران ائتلاف كرده است. حزب توده در بهمن سال 1327 و پس از ماجراي تيراندازي به سوي شاه در دانشگاه تهران غيرقانوني اعلام شد.
    
    
    

 

فوت ناگهاني سناتور مسعودي ناشر روزنامه اطلاعات

سناتور عباس مسعودي

سناتور عباس مسعودي

بيست و هفتم خرداد 1353 سناتور عباس مسعودي موسس و ناشر روزنامه اطلاعات در 73 سالگي در دفتر كار خود در ساختمان موسسه اطلاعات براثر سكته در گذشت. گفته شده است مسعودي كه هر روز در ساعت معين آمار فروش روزنامه در روز پيش از آن را مرور مي كرد با مشاهده رقم كاهش فروش اطلاعات پس از دو برابر شدن بهاي تكفروشي آن از فرط اندوه سكته كرده بود. سناتور مسعودي چند سال پيش از فوت، خود را بازنشسته کرده بود و مديريت روزنامه را به پسر بزرگش فرهاد سپرده بود . با وجود اين،هر روز پيش از و يا پس از شرکت در جلسه سنا به موسسه اطلاعات مي آمد و درجريان وضعيت موسسه قرار مي گرفت. وي علاقه ويژه به روزنامه نگاري و روزنامه اطلاعات داشت كه خود از هيچ آن را به وجود آورده بود و تا آخرين روز عمر از نوشتن خبر دست برنداشته بود . او عاشق تهيه و نوشتن خبر بود و گزارش را روانتر و روشنتر از هر فرد ديگر مي نوشت. از خصوصيات مسعودي كه شش دوره نماينده مجلس و شش دوره هم سناتور و بيش از ده سال نايب سناي ايران بود « لبخند هميشگي » او در برخورد با ديگران بود و ديده نشده بود كه در حالت خشم تصميم بگيرد. وي به خاطر روزنامه اش از هر چيز حاضر بود بگذرد.

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com
17 ژوئن ميلادي
Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com

در قلمرو ادب

نويسنده اي كه حامي آموزش وپرورش و مخالف جنگ بود

«جان هرسي» روزنامه نگار ، مولف و مدرس شهير آمريكايي و نويسنده كتاب موثر و پر خواننده « هيروشيما » 17 ژوئن سال 1914 چشم به جهان گشود و 79 سال عمر كرد. وي در كشور چين به دنيا آمده بود. كتاب او « يك زنگ براي آدانو » برنده جائزه پوليتزر سال 1945 شد. « جان » كه در دوران جنگ جهاني دوم براي رسانه هاي آمريكا از جمله مجله تايم اخبار جبهه ها را تهيه مي كرد با مشاهده آن همه كشتار و ويراني از جنگ بيزار شده بود و هيرو شيما را نوشت تا با تقويت انزجار مردم ، از جنگ هسته اي جلوگيري شود . از وي 26 داستان باقي مانده است كه همه آنها در رعايت جان و احوال بشر و تامين نياز انسانها است. « جان » در مقالات سياسي اش از آزادي فكر ، استقلال فرد و حمايت از ابتكار براي پيشرفت حمايت كرده است. او در زمينه تدريس معتقد به هرچه بيشتر سرمايه گذاري در آموزش و پرورش بود و اين اصل كه بهترين سرمايه گذاري يك ملت هزينه كردن در راه آموزش و پرورش نوجوانان و جوانانش است از اوست. وي گفته است كه از بررسي جوانان يك ملت مي توان آينده اين ملت را پيش بيني كرد. جان هرسي يك دوره رئيس جامعه مولفان آموريكا بود.

 

صنايع و فنون

... و بالاخره به وجود آورنده اينترنت جايزه گرفت - اظهارات مهم " تيم بمرز لي" در اين مراسم

 15 ژوئن 2004 رئيس جمهوري فنلاند در شهر هلسينکي نخستين جايزه هزاره سوم در تکنولوژي را به " تيم بمرز - ليTim bemers - Lee " ( عکس بالا ) خالق شبکه شبکه ها ( اينترنت ) داد.
    اين جايزه عبارت از يک ميليون و دويست هزار دلار پول نقد، تقدير نامه و مدال و نشان بود. تيم که زاده انگلستان و ساکن بوستون آمريکاست و در انستيتوي تکنولوژي ماساچوست آمريکا کار و تدريس مي کند در اين مراسم گفت که در ايجاد اينترنت دانشمندان متعدد کوشش کرده بودند و هرکدام به سهم خود موفق شده بودند و هنر او تنها در اين بود که دستاورد آنان را در کنار هم قرار داد و اينترنت به وجود آمد كه بزرگترين وسيله ارتباط بشر از آغاز خلقت است. وي گفت كه هدفش از اين كار، خدمت به انسانها بود که آسانتر و بهتر و بدون مانع بتوانند باهم تماس بگيرند و از معلومات اطلاعات و اخبار و نيز احساس، انديشه و عواطف يكديگر آگاه شوند كه يك ابزار بزرگ روشنگري است. تيم گفت که بابت اين خدمت خود پولي مطالبه نکرد و اينترنت را وسيله اي همگاني و رايگان اعلام داشت و اگر اين کار را نکرده بود،کمپاني هاي متعدد به وجود مي آمدند و با خريد امتياز اينترنت، استفاده از آن را پولي مي کردند و همگان نمي توانستند به آن دسترسي داشته باشند و در نتيجه اينترنت به موفقيت فعلي نمي رسيد. پول مختصري كه فعلا شركتهاي خدمات اينترنتي از مشتريان دريافت مي دارند صرفا به خاطر ارائه خدمات اي ميل و سايت ها و محافظت از عناوين سايت ها است و بابت امتيار اختراع اينترنت، كسي چيزي نمي پردازد و چون جنبه جهاني دارد (محلي نيست) دشوار است كه بشود آن را در چار چوپ حوزه قضايي محلي (ملي) قرار داد و محدود ساخت. بكار بردن يك زبان در اينترنت دليل وابسته به آن كشور بودن پيام و سايت نيست. تيم گفت كه خوشحال است مي بيند سرچ انجين هاي متعدد به وجود آمده اند كه پيامها را از طريق پروگرامهاي خود از سايت ها مي گيرند و به همگان مي رسانند و اين كاري است بسيار بزرگ زيرا كه هر فرد گمنام مي تواند انديشه و نظر خود را جهاني سازد. خريد و فروش و انجام معامله از طريق اينترنت نيز خدمت بزرگي به انسانها است كه مي توانند كالا و خدمات ارزانتر و بهتر به دست آورند و موسساتي كه كرديت كارت به وجود آورده اند به گسترش تجارت اينترنتي خدمت شايان كرده اند.

ساير ملل

نزاکت كاپيتاليستي از ديدگاه خروشچف

17 ژوئن سال 1961 ، دوهفته پس از انجام مذاكرات دو روزه كندي و خروشچف سران آمريكا و شوروي در شهر وين ، در رسانه ها فاش شد كه در حاشيه اين مذاكرات بسيار جدي ، جان اف. كندي رئيس جمهوري وقت آمريكا به چند حركت غير عادي خروشچف از جمله كوبيندن لنگه كفش بر تريبون جلسه رسمي سازمان ملل ، خروخ خشم آلود از جلسه مذاكره و ... اشاره كرده بود . خروشچف در پاسخ گفته بود نزاكتهايي كه شما به آن پايبند هستيد « نزاكت كاپيتاليستي » هستند ؛ يك سوسياليست نقش بازي نمي كند ، هرچه را كه در دل دارد آشگار مي سازد . ما نمي خواهيم كسي را فريب بدهيم ؛ در ظاهر لبخند بزنيم ، دست بدهيم و تعظيم كنيم و در باطن خنجر بزنيم . فرهنگ سوسياليستي با فرهنگ كاپيتاليستي و در نتيجه ديپلماسي طرفين تفاوت دارد . شما مختاريد كه رفتار ما را هر جور كه بخواهيد تفسير وتعبير كنيد ، ما نقش بازي نمي كنيم ؛ زيرا كه نمي ترسيم و قصد فريب هم نداريم .
    در مذاكرات جدي سران دو كشور مسائل مهم في مابين از جمله قصد شوروي به سپردن امور برلن شرقي به دولت آلمان شرقي و نيز مسئله لائوس مطرح شده بود و خرشچف گفته بود كه كمونيستها ي لائوس در كار خود استقلال دارند و او نمي تواند به آنان امر و نهي كند مگر اين كه نظرش را بخواهند . ولي مي تواند كه نظر آمريكا را بدون تفسير وتنها به عنوان يك پيام رسان به آنان برساند.

 

نتيجه سنجش افكار عراقي ها به سفارش دولت آمريكا

نتايج نظر سنجي از عراقي ها كه در ماه مه 2004 به سفارش و هزينه دولت آمريكا در شش شهر عراق انجام شد با دو هفته تاخير در نيمه ژوئن انتشار يافت. اين نتايج نشان مي دهد كه 55 درصد عراقي ها گفته اند كه بدون حضور نيروهاي آمريكايي در كشورشان، امن تر خواهند بود. نود و دو درصد عراقي ها آمريكاييان را اشغالگر( نه عامل آزاد شدن از ديكتاتوري صدام ) خوانده اند. در زمان نظر خواهي، مقتدا صدر مرد محبوب 82 درصد عراقي ها بود. 54 درصد عراقي ها از رفتار نظاميان آمريكايي ابراز عدم رضايت كرده و 71 در صد ضمن ابراز انزجار از شكنجه متداول در زندان ابوغريب گفته اند كه قبلا تصور نمي كردند كه آمريكايي از چنين شيوه هايي استفاده كند. طبق اين سنجش افكار، تنها سه درصد عراقي ها خواسته اند كه صدام بار ديگر رهبر آنان شود.

نمونه اي از شکنجه عراقي ها در زندان ابوغريب

نمونه اي از شکنجه عراقي ها در زندان ابوغريب

 

نخستين خلبان زن که عرض اقيانوس اطلس را با پرواز پيمود

بانو " اميليا ارهارتAmelia Earhart " ( عکس بالا ) پس از 20 ساعت و 40 دقيقه پرواز و پيمودن عرض اقيانوس اطلس 17 ژوئن سال 1928 در ساوت ويلز انگلستان فرود آمد. وي اين پرواز را با يک هواپيماي دريايي ( هواپيمايي که قادر به نشستن و برخاستن از روي آب است ) پيمود. او از کانادا ( نيو فاوند لند ) به پرواز درآمده بود. اميليا که ساکن بوستون آمريکا بود نخستين خلبان زن است که عرض اقيانوس اطلس را با پرواز پيمود.

برخي ديگر از رويدادهاي 17 ژوئن

  • 1939:   بكار بردن گيوتين براي اعدام ، پس از يك قرن و نيم ممنوع شد. اين وسيله براي اعدام سريع و بدون درد در جريان انقلاب فرانسه ساخته شده بود.
        

  • 1885:   مجسمه فرشته آزادي هديه فرانسه به آمريكا با كشتي وارد نيويورك شد.

  • 1945:   نخستين عمل پيوند كليه درشهر شيكاگو آمريكا انجام گرفت و به تدريج عموميت يافت.

  • 1963:   ديوان عالي آمريكا در اين روز در سال 1963 با صدور يك حكم قرائت انجيل و خواندن دعا در مدارس عمومي اين كشور را عملي مغاير قانون اساسي آن كشور اعلام و ممنوع كرد.

  • 1967:   جمهوري خلق چين 1967 اعلام داشت كه داراي بمب هيدروژني ( ترمونوكلئر ) هم شده است و اين سلاح ، ديگر در انحصار دو ابرقدرت نيست. اين كشور سالها بيش از اين داراي بمب اتمي شده بود.

  • 1971:   دولت آمريكا جزيره اوكيناوا ژاپن را كه در 1945 اشغال نظامي كرده بود به اين كشور تحويل داد به اين شرط كه پايگاه نظامي خودرا در انجا حفظ كند.

  • 1982:   ريگان رئيس جمهوري وقت آمريكا در نطق خود در سازمان ملل از شوروي به عنوان « امپراتوري شر» نام برد.

  • Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com
    20 جمادی الاول هجري قمري
    Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.com
     

     

     

     

     

    گفتنيهاى تاريخ


    خليفه اموى و قرآن    

    روزى وليد بن يزيد بن عبدالملك مروان خلفه اموى قرآن كريم را گشود و اين آيه آمد (و استفتحوا و خاب كل جبار عنيد) (طلب فتح كردند و نوميد شد هر گردنكش ستيزه جو) (سوره ابراهيم آيه 15) قرآن را انداخت و آن را نشانه قرار داد و تير بر آن زد و گفت : مرا به گردنكشى و ستيزه گرى تهديد مى كنى ؟ آرى من گردنكش ستيزه گرم ! چون روز رستاخيز پروردگار خود را ملاقات كردى بگو وليد مرا پاره پاره كرد.
     

     

     

     

     

    فارسي شکر است

    amirrousta52@yahoo.co.uk

    كاريكلماتور
    مرحوم پرويز شاپور

    گربه خبر مرگ ماهي ها را اشك ريزان قرائت كرد.
     


    قند و نمك

    مرحوم جعفر شهري
    ضرب المثلهاي تهراني
    (به زبان محاوره)

    آدم ِ پولدار مالش پيش خودشه عزتش پيش مردوم
    (از قصه آستين نو پلو بخور ِ كسي كه چون با لباس مندرس به مهماني مي رود پايين سفره اش نشانيده بي محلي اش مي كنند، و چون رفته و با ملبوس نو وارد مي شود صدر مجلسش نشانيده عزيزش مي دارند.)
     

     

     

     

     

     

    زندگينامه نامداران جهان


    هنري فورد   

    هنري فورد اغلب به اشتباه مخترع اتومبيل ناميده مي‌شود. (اين نام متعلق به كارل بنز آلماني است). هنري فورد يك فرد خلاق بود كه صنعت اتومبيل را منقلب كرد. فورد در سي‌ام جولاي سال 1863 در Deadborn ميشيگان متولد شد. در كودكي در مزرعه خانوادگي كار مي‌كرد.در اوقات فراغتش در تعميرگاه ماشين‌هاي مزرعه تجربه مي‌اندوخت.. در سن 17 سالگي، فورد مزرعه خانوادگي را ترك كرد و به Detroit نقل مكان ‌كرد. جايي كه در آنجا كارش را در تعميرگاههاي ماشين به ويژه موتورهاي بخارادامه داد. در 1882 هنري فورد يك ماشين كار حرفه‌اي بود و توسط شركت Westinghouse استخدام شده بود تا ماشين‌هاي بخار را راه‌اندازي و تعمير كند.
    در 1891 فورد يك موتور كوچك گازوئيلي طراحي كرد. توماس اديسون سپس يك شغل به هنري فورد پيشنهاد كرد و فورد مهندس ارشد شركت روشنايي بخش اديسون شد. سه سال بعد، فورديك ماشين گازوئيلي ساخت كه به نام كالسكه بدون اسب شناخته مي‌شود. او شغلش با اديسون را رها كرد تا علائقش در زمينه ماشينها را دنبال كند. بيشتر از 5 سال بعد، هنري فورد به توسعه طراحي ماشينها شامل مدل A و مدل T ادامه داد. او سرعت و كارآيي سوخت ماشينها را افزايش داد. كارآيي براي فرد يك جنبه تجارتي داشت. او خط توليد و اسمبلي را توسعه داد تا توليد ماشينها را سريعتر و اقتصادي‌تر كند. در طي جنگ‌هاي جهاني اول و دوم، ماشين فورد در جنگ براي ساختن تجهيزات استفاده مي‌شد. در طي آخرين دورة زندگي هنري فورد، او به عنوان رئيس بنگاه فورد، كه يك مؤسسه خيريه بود خدمت مي‌كرد. هنري فورد در هفتم آوريل 1947 درگذشت.
     

     

     

     

     

     

    معرفي آثار انديشمندان

    shamim_shadman@yahoo.com

    دکتر علي شريعتي
    تشیع علوی؛ تشیع صفوی (20)

    كيمياي قديم مس را زر مي كرد،پتروشيمي جديد،نفت را كود!و”پتروشيمي استحمار صفوي“،از”خون“،”ترياك“ساخت!از”شهادت“،”مايه ذلت“،از” شهيد زنده“،”قبر مرده“،از”تشيع“،جهاد و اجتهاد و اعتراض“ تشيع”تقيه و تقليد و انتظار“به معني”نفاق از ترس و گريز از فهم و فرار از مسئوليت=لش بودن“!
    چه ها كه نكرد اين جادوي سياه !
    علي را رستم دستان شاهنامه كرد،آن هم نه در رزمگاه،در خانقاه و فاطمه را زني نالان كه تمام همتش اين است كه ملكي را كه دولت از او به ناحق مصادره كرده پس بگيرد و تمام سخنش،آه و نفرين و دگر هيچ!
    و حسن را؟شرم دارم بگويم.
    وحسين را؟نمي توانم بيان كنم،كلمات عاجزند،مي بينيد!
    پس ازمرگ همه خويشاوندانش وپس ازآنكه همه همگامان وفادارش در راه او ،در راه سر افرازي و عزت خاندان او، خود را بر مرگ سرخ عرضه مي كنند و قهرمانانه مي ميرند تا تن به ذلت ندهند، او كودكش را برمي گيرد و با لحني كه دشمن را به رقت آورد و جلاد را به رحم، از مأ موران پست دستگاه يزيد، آب خوردن التماس مي كند!
    و زينب؟ زني كه مردانگي ،در ركابش، جوانمردي آموخت، زني كه تا قيام آغاز شد، شويش را طلاق گفت و دو فرزندش را به قربانگاه آورد و در –مرگشان، هيچ نگفت، و آنگاه –زبان علي در كام، ورسالت حسين بر دوش، كاروان اسيران در پي، تنها و در بند –همچون صاعقه، بر پايتخت قساوت و بارگاه وحشت، فرود آمد و فريادي بر آورد كه هزار سال، دستگاههاي تبليغاتي بني اميه و بني عباس و سلاطين ترك و تاتار و غزنوي و سلجوقي و غز و مغول و تيموري و ايلخاني، نتوانستند خاموشش كنند، اما، منبر هاي ”مصيبت بار “روحانيت صفوي، به زودي توانستند آنرا ”نوحه“كنند!
    و عباس بن علي، برادر حسين را، قهرمان نبرد بيمانند تاريخ، سيمايي كه روزگار، از آن، جز حماسه و مردي نمي شناسد:
    پرسوناژ پارتي هاي زنانه ،سمبل سفره!
    و امام سجاد را-كسي كه از دعا،سنگر جهاد ساخت-:
    امام بيمار و نالاني كه مجلسي،برجسته ترين چهره روحانيت صفوي،از او تصويري نقش مي كند كه بي شك دشمنان خاندان علي كه بر روي اينان شمشير كشيدند،از آن شرم كنند،چه،عزت و دليري و بزرگواري را لااقل در بني هاشم،حتي جاهليت عرب نيز اعتراف دارد...
     

     

     

     

     

     

    ستون آزاد

    وَق نزن، خوشگلم!
     

    همزيستي با حيوانات خانگي حالا مثل بازي با عروسك شده است منتها آدم  هايي كه با آن ها بازي مي كنند خيلي بزرگ تر از آن اند كه بشود اسمشان را كودك گذاشت

    نوشته:  ساراهاشمي نيك
     

    002526.jpg


    روزي روزگاري در زمان هاي خيلي قديم، ما يعني انسان ها و آن ها يعني حيوان  ها، به اتفاق همديگر در جنگل ها و غارها زندگي مي  كرديم. اوضاع بدي نبود. ما آن ها را شكار مي كرديم و مي خورديم؛ آن ها ما را يك لقمة چپشان مي كردند؛ و خلاصه همزيستي مسالمت آميزي داشتيم. ولي نمي دانم چطور شد كه يك روز ما به اين نتيجه رسيديم كه از حيوان ها عاقل تريم و تصميم گرفتيم خانه هايمان را از هم جدا كنيم؛ غافل از اين كه نمي توانيم مدت زيادي دوري از آن ها را تحمل كنيم، به خصوص آن دسته از حيوان هايي كه گوشت و شيرشان به مذاقمان خوش مي آمد و يا آن  هايي كه برايمان كار مي كردند و كمك دستمان بودند. در نتيجه ما طويله  ها، اصطبل ها و آخورها را ساختيم. اما بعدها كار از اين هم بالاتر گرفت. به اين ترتيب كه ما كم كم دلمان خواست بعضي حيوان هاي كوچولو موچولوي پشمالو را به زور توي خانه هايمان نگه داريم، به آن ها غذا بدهيم و نوازش شان كنيم. اسمشان را هم گذاشتيم حيوانات خانگي . البته تا همين چند سال پيش، حداقل توي شهر ما قضيه اين قدرها جدي نشده بود. ما سرمان به روابط انساني خودمان و مشكلات جور واجورش گرم بود و نهايتا اگر خيلي اهل حال بوديم، چندتايي پرنده مثل قناري و مرغ عشق توي خانه هامان پيدا مي شد. اما اين روزها توي هر كوي و برزني، از شمال شهر گرفته تا جنوب شهر، چشممان به آدم هايي مي افتد كه گربه اي را بغل گرفته اند يا قلادة سگي، سنجابي را اين طرف و آن طرف مي كشند. اسامي ناني و تاتي و مومو و في في و پشمك و خرسك است كه مدام به گوش مي خورد و شنيدن صداي ميوميو و واق واق و جيرجير، ديگر چندان شگفت انگيز نيست. اما نكتة جالب، اين جاست كه اين موموها و في في ها عروسك نيستند؛ موجود زنده اند. به دكتر و دوا احتياج دارند، بايد غذاي مناسب بخورند، بازي كنند و نظافت شوند. زحمت تمام اين كارها هم به گردن صاحب آن هاست. نتيجه اين كه يك نوع خاصي از سبك زندگي در حال شكل گرفتن است. حالا اين كه چقدر از ماجرا به خاطر مد است و چقدرش نياز، و خود اين نياز چقدر واقعي است و چقدر كاذب، جاي بحث فراوان دارد.

    اين جا يك كلينيك حيوانات خانگي است. در چهار گوشة اتاق انتظار، قفسه هاي شيشه اي گذاشته اند كه داخلشان پر از وسايل مربوط به حيوانات است. چيزهايي مثل غذاي طوطي، خوراك مخصوص گربه و سگ، داروهاي تقويتي، قطره هاي خوراكي، مواد شوينده و چيزهاي ديگر. خانمي گربه اش را براي عمل جراحي آورده. گربه چاق و سفيد است و از لابه لاي پنجره  هاي سبد پلاستيكي اش، با چشم هاي گرد سبزرنگ به من زل زده است.
    دختر جواني هم قلادة سگ پاكوتاه كوچكي را در دست دارد كه موهاي صاف قهوه اي رنگش روي چشم هايش ريخته و مدام جست وخيز مي كند، به گربه نزديك مي شود، خرناس مي كشد، دندان هايش را به هم فشار مي دهد، واق واق مي كند و برمي گردد. صاحبش مي گويد: ميشكا، آروم باش. اين قدر شيطوني نكن! اما ميشكا گوشش بدهكار نيست و يك لحظه سر جايش بند نمي شود. درِ كلينيك باز مي شود. پسر جواني وارد مي شود و پشت سرش حيوان عظيم الجثة سياره رنگي در هيبت يك خرس قدم به اتاق انتظار مي گذارد. بزرگ ترين سگي است كه تا به حال ديده ام. قدش تقريبا تا شانة صاحبش است و به نظر مي رسد 100 كيلويي وزن داشته باشد. آرام و با ابهت وسط سالن مي ايستد. ميشكا، سگ پاكوتاه، دوان دوان به او نزديك مي شود، با حالت تهاجمي جلوي پاهاي ستبر او گارد مي گيرد و پارس مي كند. سگ غول پيكر چند ثانيه با خونسردي او را نگاه مي كند و بعد با بي اعتنايي سرش را برمي گرداند. ولي ميشكا دست بردار نيست و با صداي تيزش مدام واق واق مي كند و دندان هاي كوچكش را نشان مي دهد. سگ غول پيكر باز هم توجهي نمي كند. ميشكا جلوتر مي آيد و بلندتر پارس مي كند و همين طور ادامه مي دهد. ناگهان سگ سياه غول پيكر او را نگاه مي كند، سرش را جلو مي آورد و با صدايي بم و رعدآسا فقط يك بار پارس مي كند. ميشكا ساكت مي شود، دور خودش چرخي مي زند و دوان دوان مي رود و پشت صاحبش قايم مي شود. نه تنها ميشكا، كه همة حضار قبض روح شده اند!
     

    002535.jpg

     

    فرهنگ داشته باش
    دكتر حيوانات قبل از اين كه عمل جراحي گربه را شروع كند، به سؤال هاي من جواب مي دهد. او يك دامپزشك و جراح حيوانات است. پس طبيعي است كه حيوانات را دوست داشته باشد. ولي باز هم براي نگهداري حيوانات در خانه شرط هايي قائل است. مثلا مي گويد: بهتر است حيوانات كوچك را انتخاب كنيم و حيواناتي كه با انسان سازگاري بيشتري دارند. نگه داشتن بيشتر پرنده ها آسان است، چون در قفس هستند و حجم محدود و مشخصي را اشغال مي كنند. در بين پرندگان، طوطي و كاسكو به خاطر قدرت سخنگويي محبوبيت بيشتري دارند. ماهي هاي تزئيني هم به همين ترتيب در  آكواريوم نگهداري مي شوند و مشكل خاصي ايجاد نمي شود. اما بحث عمدة ما سر نگهداري از سگ و گربه است. از نظر او نگهداري گربه مراقبت هاي بهداشتي زيادي لازم دارد. براي نگهداري از سگ ها هم بايد ملاحظات فرهنگي جامعه را درنظر گرفت. در ضمن، نگهداري حيواناتي مثل سگ در آپارتمان هاي قوطي كبريتي امروز، ممكن است دردسرساز باشد. اين حيوان، بسيار پر سر و صداست و آرامش همسايه  ها را سلب مي كند. حيوانات ديگر هم دردسرهاي خاص خودشان را دارند.

    ملوس ولي خطرناك
    دربارة بيماري هايي كه از حيوانات خانگي به انسان سرايت مي كند، حرف و حديث زياد است. از نصيحت  هاي مادربزرگانه اي مثل بچه جان اين قدر جك و جانورها را به خودت نچسبان؛ اجاقت كور مي شه! گرفته تا حرف هاي مبتني بر تجربه و آزمايش پزشكان كه معتقدند نگهداري از حيوانات خانگي مي تواند براي انسان خطرناك باشد.
    همين چند وقت پيش بود كه مركز بين المللي مراقبت و كنترل بيماري ها (سي دي سي) اعلام كرد كه گربه هاي خانگي، ناقل بيش از هفت نوع بيماري عفوني خطرناك هستند. اين موجودات ملوس و بازيگوش ممكن است باعث سرايت بيماري هايي مثل هاري، توكسوپلاسموس، تب خراش گربه، تب كيو، طاعون، عفونت با كرم قلابدار و ساير عفونت هاي قارچي و انگلي به انسان شوند. دكتر طبري با اين كه سرايت بيماري هاي انگلي، ويروسي و ميكروبي را از حيوانات به انسان تأييد مي كند، اما همة آن ها را قابل پيشگيري مي داند. مثلا انگل خطرناك كرم قلابدار كه در بچه  هاي كوچك خطر كوري موقت را به همراه دارد، با خوراندن داروهاي انگلي به حيوان از بين مي رود.

    امان از بي همزباني
    تعداد آدم هايي كه حيوانات را دوست دارند، كم نيست. شايد هم بعضي از ما گاه و بيگاه هوس كرده باشيم حيوان تپل مپل و پشمالويي را بغل كنيم. اما چي باعث مي شود كه يك نفر عزمش را جزم كند، مبلغ قابل توجهي بپردازد و يك موجود زنده را به خانه بياورد؟
    ـ  احساس تنهايي. اين احساس، منشأ رفتار خيلي از افرادي است كه حيوانات خانگي نگه مي دارند. نتايج تحقيقات نشان داده افرادي كه احساس تنهايي مي كنند يا رفتارهاي گوشه گيرانه و انزواطلبانه دارند، نسبت به نگهداري حيوانات بيشتر تمايل نشان مي دهند.
    اين ها حرف هاي دكتر رضا خاكپور، مشاور روان شناس، دربارة علت رواج نگهداري از حيوانات در خانه است. البته او يادگيري و الگوپذيري را هم يك دليل ديگر براي گرايش جوانان به داشتن حيوان خانگي مي داند. رسانه ها، ماهواره و فيلم  هاي سينمايي، منابع رايج جوانان در يادگيري اين رفتار هستند. به عقيدة اين دكتر روان شناس، نگهداري از حيوانات در شرايط مطلوب و مناسب مي تواند به افزايش سلامت روان كمك كند: حضور بعضي حيوانات كوچك در خانه براي آرامش و بهداشت روان بچه ها خوب است. مراقبت از حيوانات، احساس مسؤوليت پذيري را در كودكان تقويت مي كند و به آن ها اين فرصت را مي بخشد كه با محبت و نوازش يك موجود ديگر به رشد عاطفي برسند. حيوانات خانگي براي سالمندان تنهايي كه بچه هايشان در كنارشان نيستند هم مي تواند منبع آرامش و مشغوليت ذهني خوبي باشد. ولي در جوانان و افراد بزرگسالي كه از روي تنهايي و به خاطر دوري از اجتماع به نگهداري حيوانات پناه مي برند، اين رفتار ممكن است به ضعف مهارت هاي اجتماعي و دوري بيشتر از اجتماع منجر شود.
    در بعضي افراد، نگهداري حيوانات خانگي نوعي مكانيسم دفاعي در مقابل روابط ناموفق و شكست هاي عاطفي گذشته محسوب مي  شود. دكتر خاكپور اين گونه افراد را از نگهداري حيوانات خانگي منع مي كند و مي گويد: اين افراد بايد در جامعة انساني به دنبال برقراري ارتباطات جديد باشند و دوست و همدمشان را در بين انسان ها جست وجو كنند.
    به نظر او آموزش صحيح، تنها راه هدايت اين گرايش در جامعه است: بايد از طريق رسانه ها همة جوانب  قضيه را براي مردم توضيح داد. اين كه چه عواملي باعث افزايش اين پديده در دهة اخير شده و ابعاد بهداشتي، روان شناسي و جامعه شناسي موضوع را براي جوانان توضيح دهيم تا متوجه رفتار خودشان بشوند و با آگاهي، اين كار را انجام دهند.
     

    002397.jpg

     

    آرزوهاي بر بادرفته
    كلينيك حيوانات خلوت شده است. حالا فقط خانمي كه گربه اش تا چند دقيقة ديگر جراحي مي شود، در اتاق انتظار نشسته است. گربه كه قبلا مقداري داروي بيهوشي به او تزريق شده، سست و بي حال روي زانوهاي صاحبش افتاده است. وقتي او را بلند مي كنند تا به اتاق عمل ببرند كمي تقلا مي كند. دكتر از من و صاحب گربه دعوت مي كند كه در طول جراحي حضور داشته باشيم و بعد شروع به پوشيدن لباس هاي سبزرنگ اتاق عمل مي كند. تا بي  هوش شدن كامل گربه، صاحبش سر و گردن او را نوازش مي كند. اما بعد به بهانة اين كه تحمل ديدن تكه پاره شدن حيوان محبوبش را ندارد، از اتاق خارج مي شود. گربه حالا با چشم هاي باز به خواب عميقي فرو رفته است. كسي چه مي داند، شايد دارد خواب مي بيند، رؤياي يك زندگي ولنگارانه در ميان زباله هاي خيابان، در كنار گربه هاي ولگردي كه بر سر قلمروشان با هم مي جنگند... و رؤياي بچه گربه ها و لذت شيردادن و ليسيدن شان... تصويري كه ديگر هيچ وقت در بيداري نخواهد ديد.
     

    قيمت ها در چه حدودي است؟

    گربه حرف گوش كن: 700 هزار تومان!

    در يكي از سايت ها، در بخش تازه هاي لوازم خانگي(!) ليست بلندبالايي از حيوانات در معرض فروش را همراه عكس و مشخصات و قيمت آن ها به نمايش گذاشته اند. اين ليست را بخوانيد. همه چيز دستتان مي آيد.
      يك قلاده دوبرمن پينچر نر، 11 ماهه، فوق العاده اصيل و زيبا، با رفلكسي فوق العاده، دم و گوش جراحي شده، قيمت 400 هزار تومان
    سگ 3 ساله اسپانيل تبتي ماده، نژاد اصل، با شناسنامه و پاسپورت، با تربيت و تميز، وزن سه و نيم كيلو، كم غذا و كم حجم، كوچك تر از گربه، واقعا حرف گوش كن(!)، به علت مسافرت فروشي است، 600 هزار تومان
      فروش يك قلاده ترير سفيد (3 ماهه) بسيار زيبا، واكسن خورده و داراي شناسنامه، 120 تا 130 هزار تومان
    يك قلاده ژرمن، 10 ماهه، كاملا تربيت شده، هم نگهبان و هم دوست خوبي براي شما مي تواند باشد، همچنين اين سگ دورگه است، قيمت 300 هزار تومان
    يك گربه پرشين نر 12 ماهه، عقيم شده، رنگ گلدن، همراه با شناسنامه و كارت پزشكي معتبر از انستيتوي حيوانات، و لوازم مخصوص، شامپو بدن، اسباب بازي مخصوص، سبد مسافرت، ظرف غذا، كاملا سالم و خانگي به علت تغيير مكان زير قيمت به فروش مي رسد، قيمت 200 هزار تومان
    يك گربه ماده پرشين، 9 ماهه، سفيد و بسيار جذاب، لوس و حرف گوش كن، قيمت 700 هزار تومان
    يك گربه ماده چين چيلا حدود 1 ساله با پاسپورت، زيبا و تربيت شده خريدارم، حداكثر قيمت 160 هزار تومان باشد.
      من به يك سگ پاكوتاه، تميز و باهوش نيازمندم.
    بعد از سگ و گربه، عرضه و تقاضاي كاسكو و طوطي هم زياد است:
    يك كاسكوي دم قرمز بسيار حراف با نام مستعار بگوم براي فروش داريم، قيمت يك ميليون تومان
    يك عدد طوطي كاسكوي دم قرمز و طوسي رنگ، سخنگو با گفتن بيش از 50 كلمه و كاملا اهلي و دستي به فروش مي رسد، قيمت 800 هزار تومان
    البته اين وسط ها ممكن است ناگهان به آگهي هاي عجيب و غريبي هم برخورد كنيد مثل:
    يك عدد مار بوآ كانستريكتور كلمبيايي، اين مار با اصالت(!) از نمايشگاه بين المللي حيوانات خانگي استانبول خريداري شده، 2 سال سن و 195 سانتي  متر طول دارد و بسيار آرام و اهلي است. هفته اي يك عدد موش و جوجه مي خورد. خريدار بايد آشنايي قبلي با خزندگان داشته و ترس ذاتي از آن ها نداشته باشد. نگهداري آن بسيار ساده است و به عنوان هديه، آكواريوم و لوازم آن نيز تقديم مي شود. (شما احساس نمي كنيد صاحب بيچارة اين اژدها در اين آگهي براي خلاص شدن از دست حيوان خانگي ملوسش دارد التماس مي كند؟!)
    البته منابع آگاه مي گويند از اين جور حيوانات عجيب و غريب در بازار مولوي هم هر چند وقت يك بار پيدا مي شود. حيواناتي مثل جغد، عقاب، سوسمار، بچه خرس و... در اين بازار همچنين طاووس و طوطي آرا هم خريد و فروش مي شود. قيمت طاووس بين 200 هزار تا دو ميليون تومان است. طوطي آرا هم كه يكي از گران ترين محصولات بازار مولوي است، از آمريكاي جنوبي به ايران قاچاق مي شود و قيمتش بين 2 تا 5 ميليون تومان است.
     

    جراحي  هاي زيبايي بين حيوانات خانگي هم رايج شده است

    رفع چين و چروك با وقت قبلي

    حيوانات خانگي ساكن اروپا و آمريكا، از خيلي از آدم هاي ساكن آسيا و آفريقا خوشبخت تر و مرفه ترند. اين روزها تعداد زيادي از اروپايي ها، نام حيوان خانگي شان را به عنوان وارث در وصيت نامه شان ذكر مي كنند و طي مراسم خاصي(!) دارايي خود را به حيوان مورد علاقه شان منتقل مي كنند. در آمريكا بيش از 100 ميليون سگ شناسنامه دار وجود دارد. در آلمان هم بيمة شخص ثالث براي سگ ها اجباري شده. البته همين حالا هم هفتاد درصد سگ هاي آلماني تحت پوشش بيمه هستند كه مبلغ اين بيمه، 80 تا 100 يورو در سال است. و جالب تر از همه اين كه جراحي هاي زيبايي بين حيوانات خانگي رايج شده است. در حالي كه هر سال ميليون ها نفر از فقر و محروميت هاي بهداشتي مي ميرند، گروهي از مردم، حيوانات محبوبشان را براي انجام جراحي هاي زيبايي مثل رفع چين و چروك دور چشم و برطرف كردن چربي و چاقي بدن به كلينيك هاي جراحي مي برند. نه، اشتباه نكنيد، اين كار مختص آن اجنبي هاي از خدا بي خبر كه خوشي زده زير دلشان نيست. توي همين مملكت خودمان هم جراحي زيبايي حيوانات بسيار زياد صورت مي گيرد. دكتر طبري هم يكي از جراحاني است كه اين گونه عمل ها را انجام مي دهد. او مي گويد جراحي هاي زيبايي، عمدتا روي گوش و دم سگ ها انجام مي شود تا دم و گوششان صاف بايستد. گربه ها را بيشتر براي عقيم كردن به دست او مي سپارند، اما سگ ها معمولا به علت شكستگي دست و پا به جراحي احتياج پيدا مي كنند. قيمت جراحي ها از 10 هزار تا 100 هزار تومان متغير است.
     

     

     

     

     

     

    ستون آزاد

    دلم مي خواهد هم ايران ببرد، هم پرتغال!

    سفير پرتغال در ايران يك فوتبالي دو آتشه است او پس از باخت ايران به مكزيك دلش گرفت!
     

    002658.jpg

     

    تنها دوازده ساعت پس از شكست تيم ملي مقابل مكزيك، از راه پله اي بالا مي رفتم كه دست كمي از يك گالري هنري نداشت. پرتره هايي از نويسندگان پرتغالي كه فقط ژوزه ساراماگو در بين آن ها براي ايرانيان شناخته شده بود و آثاري از نقاشان پرتغالي كه در نورپردازي هنري راه پله، چشم را خيره مي كرد. اما من هنگام بالا رفتن از پله ها به چيزي غير از قاب ها فكر مي كردم. به شكست سنگين تيم ملي در شب گذشته كه حتي تا صبح، دست از سرم برنداشته بود و به حرف هايي كه بايد بين من و ژوزه موريرا داكنيا رد و بدل مي شد. به اين كه دو گفت وگوي بين كسي كه تيمش ديشب سه ـ يك به مكزيك باخته و كسي كه كشورش توانسته يك ـ صفر آنگولا را ببرد، چه ديالوگ هايي رد و بدل مي شود. در تمام راه پله مي ترسيدم باخت شب گذشته را به رخ من بكشد و حرفي براي گفتن نداشته باشم. اما همين كه به دفتر ژوزه موريرا داكنيا رسيدم، با اولين جمله يخ هايم آب شد. پيراهن تيم ملي را كه بر تنم ديد، لبخند زد و گفت: اگر ديشب با پيراهن سفيد بازي مي كرديد، شايد سرنوشت تان فرق مي كرد. من شنيده ام كه پيراهن قرمز براي ايران شانس نمي آورد. بعد آقاي سفير، دستي به پيشاني خود كشيد و با تأسف گفت، حيف شد. كاش مي برديم! او از ايران حرف مي زد، نه از پرتغالي كه ديشب بازي خودش را برده بود.

    نيمة اول مسابقه را كه ديدم، هيجان زده شده بودم. به شوق آمده بودم. از اين كه مي ديدم تيم دوم من در جام جهاني با چه قدرتي به دروازة مكزيك حمله مي كند، اعتماد به نفس پيدا مي كردم. نيمة اول كه تمام شد، مطمئن بودم مردم پس از پايان مسابقه تا صبح در خيابان هاي تهران شادي مي كنند. ولي با آغاز نيمة دوم انگار تيم ايران هر يازده بازيكن خودش را عوض كرده بود! با وجود اين باز هم مي توانستيد موفق باشيد. اما دو اشتباه تيم شما بازي را كشت. مكزيك روي اين دو اشتباه به پيروزي رسيد.
    با چنان هيجاني صحبت مي كرد كه انگار تيم كشور خودش بازي را به مكزيك باخته و اين مدافعان پرتغال بوده اند كه آن اشتباهات را انجام داده اند. اصلا به ايران به چشم رقيب پرتغال در گروه D مسابقات نگاه نمي كرد: ايران دومين تيم محبوب من در جام جهاني است. البته هنگام بازي ايران ـ مكزيك، ايران محبوب ترين تيم من بود. در آن ساعت ها ديگر به بازي پرتغال ـ آنگولا فكر نمي كردم.
    پس از اين كه ايران گل دوم را خورد، به چه فكر مي كرديد؟
    تأسف مي خوردم. مي دانم ميرزاپور در ايران دروازه بان محبوبي نيست. ولي در اين مسابقه خوب بازي كرده بود. اما روي صحنة گل دوم اشتباهي كرد كه تيم را به كشتن داد. بعد از اين اشتباه، روحية تيم مرده بود. ايران يك اشتباه ديگر هم داشت. اين كه كريمي را از زمين بيرون كشيد.
    كريمي هنوز كاملا مصدوميت اش را نگذرانده. هنگام بازي، دردش دوباره تشديد شده بود.
    در پرتغال هم دكو آسيب ديده بود. براي همين، اسكولاري مقابل آنگولا او را روي نيمكت نشاند. اگر كريمي مصدوم بود، بايد حتما به او استراحت مي داديد.
    بازي دايي را هم كه حتما ديديد!
    بله، البته شنيدم كه گزارشگر مسابقه هنگام گزارش از او انتقاد كرده. من حرفي دربارة نمايش او در بازي با مكزيك نمي زنم. دايي براي من دوست داشتني ترين بازيكن ايران است و اين روي قضاوت ام دربارة او تأثير مي گذارد.
    پيش از مسابقه چه حدسي دربارة نتيجة بازي مي زديد؟
    همه چيز مبهم بود. فقط اميدوار بودم. البته وقتي نيمة اول تمام شد، حتي احتمال پيروزي را هم مي دادم. ولي واقعا ورق برگشت. در نيمة دوم وقتي دوربين روي برانكو ايوانكوويچ رفت، فهميدم كه چقدر استرس دارد.
    فكر نمي كنيد ترسيده بود؟
    نمي دانم! در پرتغال، تمام رسانه ها از او به عنوان يك مربي شجاع حرف مي زنند.

    مقايسه برزيل آسيا با برزيل اروپا
    چهره اش چندان به بازيكنان پرتغال شباهت نداشت. با موهاي بور و پوست روشن، تصويري كه از مردم پرتغال در ذهنمان داشتيم، مي شكست. اما با وجود اين كه خودش مثال نقض ماجرا بود، شباهت فيزيكي بين مردم ايران و پرتغال را قبول مي كرد. حتي شنيده بود كه ايراني ها چهرة لوئيس فيگو را يك چهرة كاملا ايراني مي دانند.
    مي دانم كه در بين مردم ايران، تعداد زيادي هستند كه تيم ملي پرتغال را دوست دارند. در فينال يورو 2004 پس از شكست پرتغال، آدم هاي زيادي را مي ديدم كه از نايب قهرماني كشورم نارحت اند. شايد ريشة اين علاقه در شباهت چهره باشد. البته دو كشور، شباهت هاي ديگري هم به همديگر دارند. در آسيا ايران به برزيل قاره شهرت دارد و در اروپا پرتغال لقب برزيل قاره را دارد. سبك بازي دو تيم هم بي شباهت به هم نيست. هر دو تيم با شور، فوتبال بازي مي كنند و هر دو تيم، نوسان زيادي دارند.
    هرقدر هم كه ژوزه موريرا داكنيا بخواهد ژست آدم هاي خوش بين را بگيرد، باز هم نمي تواند پرتغال را شانس قهرماني جام جهاني بداند. منطق جناب آقاي سفير در تفسير فوتبال، هر كسي را متعجب مي كند: در يورو 2004 هم نايب قهرمان اروپا شديم، اما نبايد نقش عمده اي را كه اتفاقات بازي مي كنند، ناديده گرفت. اما اين بار، ديگر اتفاقات با ما نيست. حتي نمي توانيم با اطمينان از حضور در بين چهار تيم نهايي جام حرف بزنم. اگر از گروه صعود كنيم، بايد با آرژانتين يا هلند يا ساحل عاج بازي كنيم. واقعا بازي نفسگيري است.
    او دكو را بيشتر از باقي بازيكنان پرتغال دوست دارد. حتي بيشتر از كريستيان رونالدو و فيگو. مي گويد: قبول دارم كه تجربة فيگو مي تواند در مسابقات جام جهاني به تيم كمك كند. ولي سن او بالا رفته، دقيقا شبيه به دايي در ايران! در مقابل كريستيان رونالدو هم خيلي خيلي جوان است. فقط بيست و يك سال دارد. شايد پديدة تيم باشد، ولي ستارة تيم نيست. دكو ستارة پرتغال است. تجربة بازي در بارسلونا را دارد و اين امتياز بزرگي براي ماست. البته در مسابقه با آنگولا آسيب ديده بود و اسكولاري به او استراحت داد. اما الان خبرش را خواندم كه تا بازي با ايران، دكو به آمادگي مي رسد. البته اين تنها گوشه اي از اطلاعات فوتبالي جناب آقاي سفير است. وقتي او شگفت زدگي مرا مي بيند، مي گويد : اين جا در ساعات استراحت ام فوتبال مي بينم. هم مسابقات ليگ ايران و هم ليگ هاي اروپايي را. شگفت انگيزتر اين كه مي گويد: من طرفدار پرسپوليس  ام!

    002655.jpg

     


    دوست دارم ايران ببرد!
    سر مسابقه با پرتغال، يك دوگانگي شيرين، نود دقيقه سفير پرتغال را به خودش مشغول مي كند. آرزوي پيروزي تيم كشورش را دارد و از سوي ديگر نمي خواهد ببيند تيم كشوري كه هر روز با مردم اش سر و كار دارد، يك شكست ديگر را هم تحمل كند. تحمل ندارد باز هم براي يك شب ديگر، شهر تهران را در كما ببيند و مردم تهران را افسرده.
    در مسابقة ايران ـ پرتغال، هر تيمي كه گل بزند من از شادي به هوا مي پرم. آرزو مي كنم پرتغال ببرد و دوست دارم ايران برنده شود. ماجرا وقتي تلخ تر مي شود كه با شكست مقابل پرتغال، ايران رسما از جام جهاني حذف مي شود. اما پرتغال اگر جلوي ايران شكست بخورد، از جام حذف نمي شود و مي تواند با شكست دادن مكزيك به ميان شانزده تيم صعود كند.
    ايران شانس شكست دادن پرتغال را دارد؟
    اگر تيم مانند نيمة اول بازي با مكزيك باشد، به راحتي مي تواند پرتغال را به خطر بيندازد.
    كدام بازيكن ايران مي تواند بازي را به نفع ايران برگرداند؟
    علي كريمي. در تمام پرتغال، مردم او را مي شناسند و از او مي ترسند. هر چند كه فكر مي كنم اسكولاري فكري براي مهار او كرده باشد.
    پيش بيني نتيجة مسابقه؟
    خيلي سخت است. نمي توانم حدس بزنم. چيزي كه همه مي دانند، اين است كه شانس پرتغال، بيشتر از ايران است و اگر اتفاق عجيبي نيفتد، پرتغال برندة بازي خواهد بود. هرچند كه تا حالا نشده در يك مسابقة فوتبال، اتفاق عجيبي نيفتد.
    الان مردم پرتغال به بازي با ايران به چه چشمي نگاه مي كنند؟
    ديگر سه امتياز مسابقه با ايران را قطعي نمي دانند. در گـــزارش هايي كه الان از مــسابقة ايران ـ پرتغال داده اند، همه به ايران احترام مي گذارند.
    و اگر ايران بازي را ببرد؟
    كسي شگفت زده نمي شود. مردم پرتغال در بازي اول به قدرت ايران پي بردند.

    براي بدرقة ما هر سه طبقه را پايين مي آيد. هم براي اين كه در راهرو در كنار تصويري از ژوزه ساراماگو بايستد تا جواد منتظري از او عكس بگيرد و هم براي اين كه در سالن انتظار ساختمان، عكس هايي از خرابة قلعه هاي پرتغال در زمان حمله به ايران را نشانمان بدهد. اين قلعه ها در دورة صفويه، پايگاه استراحت ارتش پرتغال براي تهاجم به ايران بود و حالا در جزيره هاي تنب بزرگ و كوچك، قشم و آرموس در خليج فارس، مي توان بقاياي آن ها را تماشا كرد. دو كشور، 27 خرداد ماه پس از سيصدسال باز با هم مي جنگند. اين بار در فرانكفورت آلمان و براي سه امتياز.
     

    آناليز ايران ـ پرتغال از ز بان سفير

    سخت مي توانستم خودم را قانع كنم كه اين درخواست را از او بكنم. حتي وقتي موضوع را به او گفتم، براي چند دهم ثانيه به من زل زد. پيش خودم تصور مي كردم كه بابت اين درخواست رنجيده باشد. ولي در عرض يك چشم به هم زدن، لبخند زد و روان نويس را از دست من گرفت. بعد هم شروع كرد به كشيدن شماتيك آرايشي بازيكنان پرتغال در زمين. از دروازه بان شروع كرد. بعد نام هر چهار مدافع تيم را به ترتيب روي كاغذ نوشت و پس از آن رفت سراغ فيگو، رونالدو و دكو كه سه هافبك هجومي پرتغال هستند و پائولتا كه تك مهاجم تيم است. دست آخر هم با كمي فكر، نام دو هافبك دفاعي تيم را نوشت. البته اين پايان كار نبود. گرم شده بود و داشت سبك بازي پرتغال را توضيح مي داد. از اين كه مدافعان كناري در اين سيستم بايد حسابي دونده باشند و اين كه هافبك هاي تهاجمي در لحظات حمله به تك مهاجم اضافه مي شوند بگيريد تا توصيف نقش كليدي دكو در اين سيستم. ژوزه موريرا داكنيا حتي سيستم بازي پرتغال را با ايران هم مقايسه كرد و گفت: هر دو تيم، 1 ـ 3 ـ 2 ـ 4 بازي مي كنند و اين موضوع مي تواند باعث گره خوردن بازي شود.
    پس از اين كه آناليز پرتغال تمام شد، از روي كاناپه بلند مي شود، به سمت ميز كارش مي رود و از كازيه يك برگة A4 بيرون مي آورد. روي برگة A4، شماتيك آرايش بازيكنان ايران را كشيده است مي گويد: پيش از بازي ايران با مكزيك مي خواستم آرايش ايران را حدس بزنم. براي همين، اين يازده نفر را پيش بيني كردم. البته او دو اشتباه داشت. آندرانيك تيموريان را در زمين نگذاشته بود و جاي آن، به فريدون زندي بازي داده. جاي نصرتي هم در تركيب يازده نفري تيم، نام ستار زارع را نوشته بود. البته اضافه مي كند كه اين دو، به خاطر مصدوميت براي ايران بازي نكرده اند، نه بابت مسائل فني.
     

    002670.jpg

     

    تركيب رؤيايي پرتغال در جام جهاني به عقيدة سفير پرتغال
     

    002709.jpg

     

    اين آرايشي است كه سفير پيش از مسابقه با مكزيك براي تيم ما پيش بيني كرده بود
     

     

     

    براي دريافت مجله الکترونيکي «روزانه» و «خبرنامه» و به جهت عضويت در گروه «مبين» روي لينک زير کليک کنيد

    http://groups.yahoo.com/group/mobin-group/join


    *****

    براي تماس با مدير گروه روي لينک زير کليک کنيد

    Mobin_s2004@yahoo.com


    **توجه: اين گروه فعلا بصورت آزمايشي فعاليت مي نمايد**

     

     

     

     
    د